Last Moment 10.29.18/ آخرین لحظه با شهرام همایون ویژه برنامه روز کوروش
Instagram: @channelyektv

23 COMMENTS

  1. نمیدونم چرا هوشنگ امیر احمدی با این افکار درست و منطقیش میاد تو برنامه شهرام همایون . شهرام همایون باید با ادمای خل و چلی مثل خودش برنامه اجرا کنه.

  2. سیاسی کردن کورش ،را از چشم اپوزیسیون نادان  خوش نشین مفت نشین  خارج از کشور ،ببینید
    جوانان  ساده لوح ایران  ،  گویی خود را برای بالماسکه  با تدارکات از پیش تعیین شده  و 
     پیش بینی زد و خورد اماده کرده بودند ، تا شاید خوراکی برای کانال های لس انجلسی فراهم کنند

    فحاشی ایرانیان به مخالفین خود در صفحه های پاسارگاد را بخوانید تا بفهمید ،اینان اگر بویی از تمدن برده بودند،این 
    ناسزا ها از دهانشان بیرون نمی امد

    کورش  اگر زنده بود این نوادگان ناخلف را  که از اسم او  به دروغ استفاده کرده اند را 
    به سر نیزه می کرد

    فستیوال  و نمایش مسخره دلواپسی برای وطن ،، کانال های اپوزیسیون را شبیه به سیرکی کرده از جانوران کمیاب
    هر سال با ایده ها و سازمانهای خود ساخته پر طمطراق دهان پرکن  با شعور ایرانی و ایرانی بازی می کنید

    من می گم ، سال بعد خودتان را برای مقبره ابو علی سینا اماده کنید
    هم فاله و هم تماشا

  3. آقای همایون عزیز،این ملت راست میگن لطفن دیگه این هوشنگ امیر احمدی رو که سابقا جاسوس رژیم جمهوری اسلامی در آمریکا بود رو تو برنامه ی خوبتون که الان میلیون ها بیننده در ایران دارد ،نیارید ،چون شخص بسیار عوضی و چاپلوس و مکاریه.

  4. بخش اول – پاسخ به برنامه محمد امین و دروغ زنی های او در باره کورش در برنامه لحظه آخر مورخ 2018/29/10

    به سبب ویژگی استبدادهای آسیایی, آنهم توحش نظام های پادشاهی در خاورمیانه, توجه مارکس به طور ویژه ایی به آن معطوف شد، به طوریکه مارکس طی مطالعاتی در شیوه تولید مناطقی در آسیا و نیز خاورمیانه در عصر باستان در طی انتشار نوشتارهایی مقوله تاریخی را با نام شیوه تولید آسیایی طرح و بسط داده و ارائه نمود که در البته در میان بخشی از چپ ها بحث هایی را دامن زد.

    ملخص کلام آنکه مارکس و انگلس مسبب ظهور شیوه تولید آسیایی را کمبود شدید منابع آب و به تبع آن کمبود شدید تولیدات کشاورزی و دامداری که به مثابه بن مایه اقتصادی عصر باستان همواره مناطقی در آسیا در خطر قحطی و خشکسالی و نابودی احشام بودند و به تبع آن امحای گروه های انسانی و اقوام را در پی داشت و نیز در چنین طبیعت فقیری جهت ایجاد تاسیسات وسیع آبی ویژه مناطق مختلف و حفظ و نگهداری مداوم آن نیاز به دستگاه اداری متمرکز بود, برآورد نمودند. ضمن آنکه مثلا سرچشمه منابع آبی و نهرها و رودخانه ها در اختیار چه قوم و قبیله ایی بوده است، لذا جنگ های مداوم و خونباری را بین قبایل و اقوام ساکن در خاورمیانه و نیز فلات ایران را رقم میزد. به این ترتیب سیستم اداری واحد متمرکز سراسری صاحب اتوریته و تقدس آسمانی و وحدت بخشی که به عنوان "مقسم آسمانی عادل" منابع آبی و نیز فرآورده های کشاورزی و دامی در بین تمام قبایل و اقوام و عشایر سازمان یابد, ضرورت مییافت.

    به همین سبب در آسیا و به ویژه خاورمیانه و فلات ایران تحول نظام کمون های مادر تباری به نظام پدر سالاری و طبقاتی که زعیم آن در شمایل پادشاه فرستاده آسمان صاحب فر ایزدی به خشن ترین و بیدادگرانه ترین همه نظام های کهن شناخته شده بدل شد. در این توحش نوظهور ستمشاهی همه مفاهیم و واژه های انسانی سابق به صورتی کاملا وارونه و عاری از محتوا گردید. پادشاه عادل که قرار بود مقسم آسمانی عادل باشد به شکل غارتگری تمام عیاری ظاهر شده بود که تمام حوایج و هست و نیست توده نگونبخت را یکجا صرف ریخت و پاش دیوانسالاری و نیز ارتش خونریز در حال جنگ بی پایانش می نمود.. اما به موجب آنکه پادشاه این تحفه آسمانی مالک الرقاب هست و نیست همه مردم بود همچنان عادل شناخته می شد و یا می بایست حتما شناخته شود. انسان خاورمیانه و به ویژه انسان نگونبخت ایرانی اگر به غیر از این می اندیشید, نه به عنوان شورشی بلکه به عنوان کافری که کنه نظام طبیعت را انکار می کند.

    نظام تولید آسیایی و به تبع آن توحش استبداد آسیایی ستمشاهی, آنگونه بختکی بود که مارکس آنرا نظام تماما بردگی نامید چرا که در چنین توحشی تنها شاه آزاد بود و بقیه ساکنین چه رعیت و چه برده و حتی ثروتمندان و مالکان تحت یوغ چنین نکبت سیاهی نه تنها برده و رعیت محسوب می شدند, بلکه پادشاه, یعنی مقسم عادل آسمانی مالک هست و نیست و زن و فرزند و اهل بیت اشان نیز محسوب می گردید.

    رکن بنیادین نظام تولید آسیایی مبتنی بر لشگرکشی های بی پایان و گسترش مداوم متصرفات و تجاوزات نظامی به قلمرو های مجاور بود چرا که جهت دیوانسالاری بی در و پیکر و مدام در حال گسترش خود و تداوم سور و سات دربار و حرمسراها نیاز به منابع غذایی و معدنی فراوان داشت. اما نه تنها به هیچ وجه نیازی به اسیر نمودن برده و آوردن آن به قلمرو اصلی پادشاهی نداشت, بلکه جهت تامین حداقل معاش آنان نیز اینکار را زیانبار میدانستند. به امر مقدس پادشاه رعایای ایرانی مجبور به کار اجباری در معادن و مزارع و تاسیسات آبی و به ویژه از نوع لایروبی و کندن قنات ها که طی صدها و هزاران سال به صورت کار اشتراکی و داوطلبانه بود اکنون در نظام خشن و بیدادگر ستمشاهی و در ابعاد کلان و طاقت فرسا که تماما در خدمت دیوانسالاری بی در و پیکر پادشاهی بود, جان می کندند.

    نظام تولید آسیایی که به گفته مارکس, به مثابه نظام تماما بردگی است, تنها و تنها به منابع کشاورزی و دامی و معدنی در قلمروهای تحت تجاوز خود نیاز داشتند و به همین منظور نیز مالیات های سنگینی به صورت خراج های هنگفت دوره ایی به اقوام ساکن در متصرفات خود تحمیل می نمودند. لذا برده گرفتن از اقوام این قلمروها تحت چنین نظام تماما بردگی کاری عبث و حتی مضر بوده است. شعبون بی مخ های اریامهری و ناسیونالیسم منحط و شیاد ایرانی سعی نماید که بفهمد, تبهکار خونریزی به نام کورش و نیز اخلاف تبهکارش برای رضای خدا از برده گرفتن امتناع نمی کردند.

    اما یونانیان و نیز مصریان البته کمتر و اساسا بعدها رومی ها که از منابع مورد لزوم آنزمان نسبتا به طور فراوان برخوردار بودند غالبا به منظور گرفتن برده به تجاوزات نظامی دست می زدند

  5. بخش دوم – پاسخ به برنامه محمد امین و دروغ زنی های او در باره کورش در برنامه لحظه آخر مورخ 2018/29/10

    برده شورشی در یونان باستان, بدون هر گونه عذاب وجدانی شورش را حق خود می دانست. اما برده و رعیت به جان آمده شورشی و نیز به غایت تحمیق شده توسط "توهم تخدیر کننده پادشاه مقسم عادل", آنهم تحت قلمرو مقدس پادشاه اساسا خود را گناهکار می پنداشت که همواره روح او را فرسایش می داد چرا که باید سرانجام جواب صاحب آسمان ها را بدهد. بی دلیل نیست که دروغ و حقه بازی و مجیزگویی وارونه نمایی و توجیه گری و و و و و رکن رکین حیات فرهنگی رعایای ساکن قلمرو مقدس مقسم عادل آسمانی بوده و هست. توحش ستمشاهی به واقع یک بختک سیاه آسمانی بود که بر سر مردم ساکن خاورمیانه از هزاران سال قبل تا کنون همچنان سنگینی می کند. بی سبب نیست که پیامبران مثلا ابراهیمی همگی در این ناحیه نکبت زده ظهور نمودند و همگی نیز بلا استثنا در صدد ایجاد حکومت خدا بر زمین بودند.

    بر خلاف یونان باستان که به صورت "بلاواسطه" و به مثابه نماینده اداری و نظامی تشکیل دولت برده داران و ملاکان ضرورت مییافت، روند ظهور دولت در آسیا و به ویژه خاورمیانه و شمال آفریقا در پی ظهور جوامع طبقاتی, اینبار در لوای حکومت آسمانی که اتحاد بین سران قبائل پدر سالار برده دار ملاک را برقرار میساخت، تحت لوای کاذب و تحمیق گر مقسم عادل آسمانی همچون "متحد کننده همه مردم؟!" به توده های نگون بخت و به ویژه ساکن در فلات ایران حقنه میگردد! شاهان نماینده اهورا مزدا و الله و خدا، وحدت بخش اتحاد سران قبائل پدر سالار برده دار و ملاک به مثابه متحد کننده رعایا آنهم در لوای یک دروغ بزرگ یعنی مقسم عادل که عدالت اش را هر روزه بر فرق توده ها می کوبید حقانیت یافتند!

    ضروت عینی، با ایدئولوژی طبقات حاکم اذهان توده های دربند را شکل میدهد، به گونه ایی که ذهن در تعامل با عین، آنرا به شکل وارونه ایی در اذهان توده ها انعکاس داده، تا آنان بتوانند، جهان موجود و حاضر را همینگونه که هست, تماما بلغور نمایند!

    به رغم آنکه یونانیان دست کم چهارصد سال قبل از استقرار هخامنشیان حکومت اشان توسط احکام صادره مجالس چندگانه به شکل دموکراتیک, هر چند با محدودیت دموکراسی طبقات حاکم ملاکین و برده داران, که در آن رعایا حق انتخاب کردن نداشتند, اما به هر روی به شیوه دستجمعی و مشورتی با جمعیت آزاد اداره میگردید و اولین بار نیز واژه دموکراسی را به فرهنگ بشری رسوخ دادند(قابل ذکر آنکه نسبت جمعیت آزاد به جمعیت برده دو به سه بوده است), اما کورش با استقرار توحش استبداد آسیایی, آنهم با ویژگی استبداد به غایت خشن و متمرکز پادشاهی در ابعاد یک امپراطوری متجاوز و خون ریز, یکی از درنده ترین و تحمیق گرانه ترین نظام های حکومتی را در تاریخ بشر رقم زد! به طوریکه تداومش توسط اخلاف همچون خود او تبهکارش, آنچنان دماری از توده ستمدیده و فلک زده ایرانی در آورد که لااقل در دو دوره از تاریخ این سرزمین نگونبخت, به سبب انباشت نفرت بی پایان مردم رنجدیده و بلا دیده ایران از کمپلکس جنایتکار و غارتگر و تحمیقگر شاه و شیوخ زردشتی, سرانجام زمینه های مساعدی برای ارتش های متجاوز مهیا گردید, تا سپاهیان جرار اسکندر مقدونی و سپس لشکریان خون آشام اسلام, علی رغم مقاومت های حماسی و کم نظیر توده های مردم ایران که مدتی پس از اشغال سازمان داده می شد, , قرن ها به راحتی بر هست و نیست ایرانیان بخت برگشته مستولی گردند که حتی امواج نکبتبار آن تا قرن بیست و یکم, آنهم به شکل حکومت ولایی که بند نافش نیز به مانند شاهان، همچنان به آسمانها وصل است, استمرار یابد!

    چنین استبداد متمرکز و درنده ایی میبایست همواره با هاله ایی از تحمیق و ریاکاری مبتنی بر مقوله ایی به نام "اخلاقیات؟!" همراه گردد. اخلاقیات که بر توهم و دروغ استوار است و بر ضمیر ناخودآگاه انسان به شکل مزورانه ایی حک میشود. توحش ستمشاهی به ارث رسیده از کورش کبیر, یعنی اولین و برترین دروغ گو و حقه باز کبیر در طول تاریخ و در ورای "اخلاقیات؟!", رذیلانه ترین پلشتی ها را بر رنجبر ایرانی حقنه نموده اند! بی دلیل نیست، خاورمیانه ایی که در آن توده های گرفتار در چنگال نظام های مستبد و خشن و درنده خاورمیانه ایی, آنهم از نوع استبداد وحشی آسیایی پادشاهی گرفتار آمده بودند، به زادگاه ادیان نیز بدل گردید! دیانت زردشتی با آن کاست روحانیت اش و عمق تحمیقگری اش و چپاندن "فره ایزدی؟؟؟!!!" به حلق خلایقش, درست فابریک استبداد آسیایی پادشاهی بود!

    و اما به بیان موجز مارکس, "موش کور تاریخ نقب میزند!"

    آری آنزمانیکه میپنداری, همه چیز آرام است و دنیا به کام, ناگهان زمین در زیر پای به بند کشاندگان فرزندان هموساپینس فرو میریزد! ایرانیان ساکت و دم فرو خورده, برای هر ستمگر مقدسی بسیار خطرناکند! به همین سبب حاکمان بیش از هر چیز از سکوت ایرانی هراس دارد!

  6. بخش سوم و پایان- پاسخ به برنامه محمد امین و دروغ زنی های او در باره کورش در برنامه لحظه آخر مورخ 2018/29/10

    نظام های درنده استبداد آسیایی پادشاهی, تحت عنوان سلسله های گوناگون پادشاهی ایران در طول حیات شرارت بارشان, آنچنان رنج و عذابی بر گرده رعایای به غایت ستمدیده ایرانی تحمیل میکردند که آنانرا همواره در خلسه منتظران فریاد رس دادگر نگاه میداشت! بدون تردید رعایای فلک زده ایرانی که در آسمانها در پی "فریاد رس دادگر" بودند, به راحتی نیز سپاهیان مهاجم زمینی را نیز با آغوش باز میپذیرفتند و یا آنکه حداکثر انگشت به دهان ورود سپاهیان اشغالگر را تماشا میکردند!

    به همین سبب سلسله پادشاهی هخامنشی, به دست "اسکندر دادگر فریاد رس" که توسط رعایای ایرانی با آغوش باز پذیرفته شده بودند و یا حداکثر انگشت به دماغ تماشایشان نمودند, منقرض گردید و سلسله ساسانیان نیز با پیش زمینه هایی که توسط امثال "انوشیروان عادل؟؟؟!!!" که لابد توسط متولیان دیانت زردشتی کلی "فر ایزدی؟؟؟!!!" به کماتحت اش بسته بودند, یعنی کسی که قتل عام وحشیانه و بی مانند جنبش عظیم و مردمی و عدالت طلبانه مزدکیان را رقم زده بود, سرانجام کار را به آنجا رساندند که رعایای ایرانی, لشکریان جرار و آدمخوار اسلامی را همان فریاد رسان دادگر موعود پنداشتند!

    استبداد آسیایی پادشاهی حداقل در دو برهه حساس تاریخی حکومت را بر "لشکریان فریاد رس دادگر موعود!" سپردند, تا رعایای ایرانی تحت استثمار وحشیانه فئودالی برده داری موجود, به عنوان رعایای ممالک تسخیر شده، به مثابه "رعایای دست دوم!" نیز مورد شدیدترین استثمار مضاعف قرار گیرند!

    گند کار کمپلکس شاهان و شیوخ زردشتی در طول تاریخ آنقدر بیخ پیدا نمود که حتی در قرن بیستم اصل ولایت عظمی شیعیان, به طور ماهوی کپی برابر با اصل "فره ایزدی؟؟؟!!!" شاهان ایرانی میباشد! شیعه, دگردیسی به غایت ریاکارانه دیانت زردشتی که اساسا بر توجیه بربریت استبداد آسیایی پادشاهی ایرانی منطبق بود, میباشد که البته توحش شیعوی نیز آنرا تا کنون پاسداری نموده است!

    نظام استبداد آسیایی پادشاهی که توسط کورش با بنا نهادن سلسله هخامنشیان در فلات ایران به شکل سراسری و بسیار متمرکز ظهور یافت, به مثابه درنده ترین حکومت های ملاکی برده داری در خاورمیانه و نیز جهان رقم خورد که جنگ و کشور گشایی و خونریزی و کنیز و برده گرفتن توسط شاه شاهان صاحب "فره ایزدی" آنهم در لوای اخلاقیاتی که توسط متولیان دین زردشتی بر اذهان و به ویژه بر "وجدان و ضمیر ناخودآگاه؟؟؟!!!" رعایا و نیز سربازان حک میکردند, دکترین بنیادین آن بوده است!

    چو فرمان یزدان, چو فرمان شاه

    این بختک چند هزار ساله ایی است که انسان ایرانی در چنگال خونین کمپلکس تبهکار دست و پا میزد و میزند.

    کورش بانی استبداد وحشی آسیایی پادشاهی است و لذا پدر دروغ زنی های بعدی در تاریخ ایران نیز بوده است!

    زوزه های اخلاقی کمپلکس آدمخوار شاه و شیخ و به دنبال آن تقدس توحش ستمشاهی دمار از انسان خاورمیانه ایی و به ویژه ایرانی نگون بخت ساکن در فلات ایران ر در آورده است

  7. awaze in goftoguha behtar nisst mellate iran ra tashwigh namayid
    millioni be khiyabanha biyayand wa in hokumate esslami ra be darak
    wassel konnand??????????????????????????????????????????????????

  8. در پاسخ به توهم پراکنی آقای امینی از نقل و قول های ماکیاولی و هگل

    در ضمن آقای امینی به مثابه یک ناسیونالیست منحط و تحمیق گر ایرانی به منظور خاک پاشی به چشم توده ها, با جعل مفهوم از قول ماکیاولی مدعی می شود که مثلا کورش بر قلب مردم حکمرانی می نمود.. یا

    عجب کار آقای امینی بدنجا کشیده که از ماکیاولی رهنما و مفسر چگونگی اعمال تحمیق و در پی آن توحش قدرت حاکم و به ویژه طبقه نوظهور بورژوازی که با آغاز انباشت سرمایه توسط اعمال بردگی صنعتی از سیاهان و قتل عام میلیونی از آنان و بهره کشی به غایت وحشیانه از کار کودکان حتی خردسال و نیز زنان با ساعات کار 15 الی 16 ساعته و شرایط ضد انسانی محیط کار و نظائر آن که حتی با خواندن اسناد بازرسان حکومتی و به ویژه در بریتانیا مو بر تن هر انسانی سیخ می شود, دمار از انسان اروپایی در می آورد, فاکت می آورد. ناسیونالیسم منحط ایرانی به هر ترفندی دست میازد تا با تحمیق توده ها شعبون بی مخ های ساطور به دست را به زعم باور علیلشان شارژ نموده و به جان زحمتکشان و کارگران و دانشجویان و کمونیست ها و ترقیخواهان بیاندازد تا توحش سرمایه داری آنان بتواند در این وانفسای جنبش گسترده و توده ایی چپ علی العموم و رادیکال همچنان به استثمار خونبار خود ادامه دهد.

    آقای امینی یادتان باشد که هگل حکومت هخامنشیان را به عنوان کامل ترین حکومت اما مبتنی بر استبداد آسیایی و به غایت ستمگر توصیف می کند و همواره نیز چنین حکومت های درنده ایی را در برابر دموکراسی یونان باستان تحقیر می نمود. به راستی نیز بنیاد حکومتی کورش و هخامنشیان کاملترین نماد حکومتی توحش طبقاتی است.

    آقای امینی به هوش باش. آری حکومت کورش با تحمیق توده ها و با قر و فر اهورایی اش بر قلب ها حکومت می نمود, آنچنانکه محمد پیامبر کذایی اسلام و لاجرم حکومت او نیز با تحمیق توده ها و با قر و فر الهی اش بر قلب ها حکومت می نمود. مارکس نظام تولید آسیایی و به تبع آن استبداد وحشی آسیایی را دولت تماما بردگی که تمام اتباع نگون بخت آن به جز پادشاه که بند نافش به آسمان ها وصل شده است و به همین سبب نیز می بایست تحمیق گرانه ترین نظام سراپا به غایت بیدادگر را بر توده ها تحمیل نماید, می نامید. اگر مقرر گردد که همه اتباع ساکن در قلمروی آنهم در ابعاد یک امپراطوری برده و رعیت تام و تمام یک نفر باشند تبعا چنین فردی می بایست خود را به مثابه نماینده تام و تمام صاحب آسمان ها به حلق توده ها نیز بچپاند.

    آقای امینی همانقدر پیامبران ابراهیمی و به ویژه حکومت محمد اسلام بر قلب ها حکومت می کرد که کورش کذایی جنابعالی نیز چنین بود که البته هر دوی این تبهکاران تاریخی نیز برآمده از استبداد درنده آسیایی می باشند. اما ظاهرا آقای امینی که خیلی خیلی سند دوست و سند بازند به کورش شدیدا توهم دارد اما محمد اسلام را اخی می بیند.

    بار دیگر تکرار می کنم

    نظام استبداد آسیایی پادشاهی که توسط کورش با بنا نهادن بختک سیاه سلسله هخامنشیان در فلات ایران به شکل سراسری و بسیار متمرکز ظهور یافت, به مثابه درنده ترین حکومت های ملاکی برده داری در خاورمیانه و نیز جهان رقم خورد که جنگ و کشور گشایی و خونریزی و کنیز و برده گرفتن توسط شاه شاهان صاحب "فره ایزدی" آنهم در لوای اخلاقیاتی که توسط متولیان دین زردشتی بر اذهان و به ویژه بر "وجدان و ضمیر ناخودآگاه؟؟؟!!!" رعایا و نیز سربازان حک میکردند, دکترین بنیادین آن بوده است!

    چنین استبداد متمرکز و درنده ایی میبایست همواره با هاله ایی از تحمیق و ریاکاری مبتنی بر مقوله ایی به نام "اخلاقیات؟!" همراه گردد. اخلاقیات که بر توهم و دروغ استوار است و بر ضمیر ناخودآگاه انسان به شکل مزورانه ایی حک میشود. توحش ستمشاهی به ارث رسیده از کورش کبیر, یعنی اولین و برترین دروغ گو و حقه باز کبیر در طول تاریخ و در ورای "اخلاقیات؟!", رذیلانه ترین پلشتی ها را بر رنجبر ایرانی حقنه نموده اند! بی دلیل نیست، خاورمیانه ایی که در آن توده های گرفتار در چنگال نظام های مستبد و خشن و درنده خاورمیانه ایی, آنهم از نوع استبداد وحشی آسیایی پادشاهی گرفتار آمده بودند، به زادگاه ادیان نیز بدل گردید! دیانت زردشتی با آن کاست روحانیت اش و عمق تحمیقگری اش و چپاندن فره ایزدی به حلق خلایقش, درست برازنده تام توحش استبداد آسیایی پادشاهی بود.

  9. کار پاکان را قیاس از خود مگیر
    گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
    آن یکی شیر است اندر بادیه (قابلمه)
    آن یکی شیر است اندر بادیه (جنگل)
    آن یکی شیر است کادم میخورد(شیر خوردنی)
    آن یکی شیراست کادم میخورد (شیر آدم خوار)
    چون ازو(با او) گشتی همه چیز از (مال) تو گشت 
    چون ازو گشتی(رویگردان) همه چیز از تو گشت
    جمله عالم زین سبب گمراه شد
    کم کسی ز ابدال حق آگاه شد
    حضرت مولانا می‌فرماید: علت انحراف بشر تمایل به باطل نیست بلکه حق را با بدلش اشتباه گرفتن است. علت فاجعه ننگین ۵۷ روی گرداندن از شاه نبود بلکه اشتباه گرفتن حقیقت در لباس فریب روحانیت بود.
    امروز نیز بدلکار شیادی چون شهرام همایون هست که در پشت پرچم شیر و خورشید و خاندان ایرانساز پهلوی پنهان شده و به اسم مبارزه کاسه گدایی اینترنتی دایر و سالهاست از اوضاع آلوده جمهوری نکبت اسلامی بنام جمع آوری وام از میهن دوستان دزدی و کلاهبرداری و ارتزاق می‌کند و در برنامه‌های خود به اسم دموکراسی بیشتر بلندگوی چپگراهاست تا مبارزین ازادی خواه ایران و شاهزاده رضا پهلوی. بدیهی است که شاهزاده گرامی بنا به رسالت ونقش خود ممکن است با رسانه‌های دوست و دشمن مصاحبه کند و این الزاماً به معنی تایید آن رسانه یا شخص نیست ولی افراد بی جنبه ای چون شیاد همایون یک عکس یا مصاحبه با ایشان یا شهبانو را سند تاییدیه خود می‌داند. بر ماست که نقاب بدل نمایی از چهره این شیاد سود جوی وطن فروش برداریم و قبل از هر ادعایی او را نسبت به دزدی‌هایش پاسخگو کنیم.
    جانم فدای ایران
    پیروز و پایدار باشید

  10. درودبرشهرام گرامی ماهستیم
    خلافت ننگین اهریمنی ازاین بزرگداشت بخودمیلرزد
    بوی کباب سرنگونی خلافت ننگین اهریمنی این مردک امیراحمدی را مست کرده وپرحرفی میکند
    سپاس ازگفتگوی سازنده باکدبان دکترامینی گرامی
    سپاس ازبزنامه امروزشما

  11. بخش دوم – پاسخ به برنامه محمد امین و دروغ زنی های او در باره کورش در برنامه لحظه آخر مورخ 2018/29/10

    برده شورشی در یونان باستان, بدون هر گونه عذاب وجدانی شورش را حق خود می دانست. اما برده و رعیت به جان آمده شورشی و نیز به غایت تحمیق شده توسط "توهم تخدیر کننده پادشاه مقسم عادل", آنهم تحت قلمرو مقدس پادشاه اساسا خود را گناهکار می پنداشت که همواره روح او را فرسایش می داد چرا که باید سرانجام جواب صاحب آسمان ها را بدهد. بی دلیل نیست که دروغ و حقه بازی و مجیزگویی وارونه نمایی و توجیه گری و و و و و رکن رکین حیات فرهنگی رعایای ساکن قلمرو مقدس مقسم عادل آسمانی بوده و هست. توحش ستمشاهی به واقع یک بختک سیاه آسمانی بود که بر سر مردم ساکن خاورمیانه از هزاران سال قبل تا کنون همچنان سنگینی می کند. بی سبب نیست که پیامبران مثلا ابراهیمی همگی در این ناحیه نکبت زده ظهور نمودند و همگی نیز بلا استثنا در صدد ایجاد حکومت خدا بر زمین بودند. بر خلاف یونان باستان که به صورت "بلاواسطه" و به مثابه نماینده اداری و نظامی تشکیل دولت برده داران و ملاکان ضرورت مییافت، روند ظهور دولت در آسیا و به ویژه خاورمیانه و شمال آفریقا در پی ظهور جوامع طبقاتی, اینبار در لوای حکومت آسمانی که اتحاد بین سران قبائل پدر سالار برده دار ملاک را برقرار میساخت، تحت لوای کاذب و تحمیق گر مقسم عادل آسمانی همچون "متحد کننده همه مردم؟!" به توده های نگون بخت و به ویژه ساکن در فلات ایران حقنه میگردد! شاهان نماینده اهورا مزدا و الله و خدا، وحدت بخش اتحاد سران قبائل پدر سالار برده دار و ملاک به مثابه متحد کننده رعایا آنهم در لوای یک دروغ بزرگ یعنی مقسم عادل که عدالت اش را هر روزه بر فرق توده ها می کوبید حقانیت یافتند! ضروت عینی، با ایدئولوژی طبقات حاکم اذهان توده های دربند را شکل میدهد، به گونه ایی که ذهن در تعامل با عین، آنرا به شکل وارونه ایی در اذهان توده ها انعکاس داده، تا آنان بتوانند، جهان موجود و حاضر را همینگونه که هست, تماما بلغور نمایند! به رغم آنکه یونانیان دست کم چهارصد سال قبل از استقرار هخامنشیان حکومت اشان توسط احکام صادره مجالس چندگانه به شکل دموکراتیک, هر چند با محدودیت دموکراسی طبقات حاکم ملاکین و برده داران, که در آن رعایا حق انتخاب کردن نداشتند, اما به هر روی به شیوه دستجمعی و مشورتی با جمعیت آزاد اداره میگردید و اولین بار نیز واژه دموکراسی را به فرهنگ بشری رسوخ دادند(قابل ذکر آنکه نسبت جمعیت آزاد به جمعیت برده دو به سه بوده است), اما کورش با استقرار توحش استبداد آسیایی, آنهم با ویژگی استبداد به غایت خشن و متمرکز پادشاهی در ابعاد یک امپراطوری متجاوز و خون ریز, یکی از درنده ترین و تحمیق گرانه ترین نظام های حکومتی را در تاریخ بشر رقم زد! به طوریکه تداومش توسط اخلاف همچون خود او تبهکارش, آنچنان دماری از توده ستمدیده و فلک زده ایرانی در آورد که لااقل در دو دوره از تاریخ این سرزمین نگونبخت, به سبب انباشت نفرت بی پایان مردم رنجدیده و بلا دیده ایران از کمپلکس جنایتکار و غارتگر و تحمیقگر شاه و شیوخ زردشتی, سرانجام زمینه های مساعدی برای ارتش های متجاوز مهیا گردید, تا سپاهیان جرار اسکندر مقدونی و سپس لشکریان خون آشام اسلام, علی رغم مقاومت های حماسی و کم نظیر توده های مردم ایران که مدتی پس از اشغال سازمان داده می شد, , قرن ها به راحتی بر هست و نیست ایرانیان بخت برگشته مستولی گردند که حتی امواج نکبتبار آن تا قرن بیست و یکم, آنهم به شکل حکومت ولایی که بند نافش نیز به مانند شاهان، همچنان به آسمانها وصل است, استمرار یابد! چنین استبداد متمرکز و درنده ایی میبایست همواره با هاله ایی از تحمیق و ریاکاری مبتنی بر مقوله ایی به نام "اخلاقیات؟!" همراه گردد. اخلاقیات که بر توهم و دروغ استوار است و بر ضمیر ناخودآگاه انسان به شکل مزورانه ایی حک میشود. توحش ستمشاهی به ارث رسیده از کورش کبیر, یعنی اولین و برترین دروغ گو و حقه باز کبیر در طول تاریخ و در ورای "اخلاقیات؟!", رذیلانه ترین پلشتی ها را بر رنجبر ایرانی حقنه نموده اند! بی دلیل نیست، خاورمیانه ایی که در آن توده های گرفتار در چنگال نظام های مستبد و خشن و درنده خاورمیانه ایی, آنهم از نوع استبداد وحشی آسیایی پادشاهی گرفتار آمده بودند، به زادگاه ادیان نیز بدل گردید! دیانت زردشتی با آن کاست روحانیت اش و عمق تحمیقگری اش و چپاندن "فره ایزدی؟؟؟!!!" به حلق خلایقش, درست فابریک استبداد آسیایی پادشاهی بود! و اما به بیان موجز مارکس, "موش کور تاریخ نقب میزند!" آری آنزمانیکه میپنداری, همه چیز آرام است و دنیا به کام, ناگهان زمین در زیر پای به بند کشاندگان فرزندان هموساپینس فرو میریزد!

    ایرانیان ساکت و دم فرو خورده, برای هر ستمگر مقدسی بسیار خطرناکند! به همین سبب حاکمان بیش از هر چیز از سکوت ایرانی هراس دارد

  12. بخش اول – پاسخ به برنامه محمد امین و دروغ زنی های او در باره کورش در برنامه لحظه آخر مورخ 2018/29/10

    به سبب ویژگی استبدادهای آسیایی, آنهم توحش نظام های پادشاهی در خاورمیانه, توجه مارکس به طور ویژه ایی به آن معطوف شد، به طوریکه مارکس طی مطالعاتی در شیوه تولید مناطقی در آسیا و نیز خاورمیانه در عصر باستان در طی انتشار نوشتارهایی مقوله تاریخی را با نام شیوه تولید آسیایی طرح و بسط داده و ارائه نمود که در البته در میان بخشی از چپ ها بحث هایی را دامن زد. ملخص کلام آنکه مارکس و انگلس مسبب ظهور شیوه تولید آسیایی را کمبود شدید منابع آب و به تبع آن کمبود شدید تولیدات کشاورزی و دامداری که به مثابه بن مایه اقتصادی عصر باستان همواره مناطقی در آسیا در خطر قحطی و خشکسالی و نابودی احشام بودند و به تبع آن امحای گروه های انسانی و اقوام را در پی داشت و نیز در چنین طبیعت فقیری جهت ایجاد تاسیسات وسیع آبی ویژه مناطق مختلف و حفظ و نگهداری مداوم آن نیاز به دستگاه اداری متمرکز بود, برآورد نمودند. ضمن آنکه مثلا سرچشمه منابع آبی و نهرها و رودخانه ها در اختیار چه قوم و قبیله ایی بوده است، لذا جنگ های مداوم و خونباری را بین قبایل و اقوام ساکن در خاورمیانه و نیز فلات ایران را رقم میزد. به این ترتیب سیستم اداری واحد متمرکز سراسری صاحب اتوریته و تقدس آسمانی و وحدت بخشی که به عنوان "مقسم آسمانی عادل" منابع آبی و نیز فرآورده های کشاورزی و دامی در بین تمام قبایل و اقوام و عشایر سازمان یابد, ضرورت مییافت. به همین سبب در آسیا و به ویژه خاورمیانه و فلات ایران تحول نظام کمون های مادر تباری به نظام پدر سالاری و طبقاتی که زعیم آن در شمایل پادشاه فرستاده آسمان صاحب فر ایزدی به خشن ترین و بیدادگرانه ترین همه نظام های کهن شناخته شده بدل شد. در این توحش نوظهور ستمشاهی همه مفاهیم و واژه های انسانی سابق به صورتی کاملا وارونه و عاری از محتوا گردید. پادشاه عادل که قرار بود مقسم آسمانی عادل باشد به شکل غارتگری تمام عیاری ظاهر شده بود که تمام حوایج و هست و نیست توده نگونبخت را یکجا صرف ریخت و پاش دیوانسالاری و نیز ارتش خونریز در حال جنگ بی پایانش می نمود.. اما به موجب آنکه پادشاه این تحفه آسمانی مالک الرقاب هست و نیست همه مردم بود همچنان عادل شناخته می شد و یا می بایست حتما شناخته شود. انسان خاورمیانه و به ویژه انسان نگونبخت ایرانی اگر به غیر از این می اندیشید, نه به عنوان شورشی بلکه به عنوان کافری که کنه نظام طبیعت را انکار می کند. نظام تولید آسیایی و به تبع آن توحش استبداد آسیایی ستمشاهی, آنگونه بختکی بود که مارکس آنرا نظام تماما بردگی نامید چرا که در چنین توحشی تنها شاه آزاد بود و بقیه ساکنین چه رعیت و چه برده و حتی ثروتمندان و مالکان تحت یوغ چنین نکبت سیاهی نه تنها برده و رعیت محسوب می شدند, بلکه پادشاه, یعنی مقسم عادل آسمانی مالک هست و نیست و زن و فرزند و اهل بیت اشان نیز محسوب می گردید. رکن بنیادین نظام تولید آسیایی مبتنی بر لشگرکشی های بی پایان و گسترش مداوم متصرفات و تجاوزات نظامی به قلمرو های مجاور بود چرا که جهت دیوانسالاری بی در و پیکر و مدام در حال گسترش خود و تداوم سور و سات دربار و حرمسراها نیاز به منابع غذایی و معدنی فراوان داشت. اما نه تنها به هیچ وجه نیازی به اسیر نمودن برده و آوردن آن به قلمرو اصلی پادشاهی نداشت, بلکه جهت تامین حداقل معاش آنان نیز اینکار را زیانبار میدانستند. به امر مقدس پادشاه رعایای ایرانی مجبور به کار اجباری در معادن و مزارع و تاسیسات آبی و به ویژه از نوع لایروبی و کندن قنات ها که طی صدها و هزاران سال به صورت کار اشتراکی و داوطلبانه بود اکنون در نظام خشن و بیدادگر ستمشاهی و در ابعاد کلان و طاقت فرسا که تماما در خدمت دیوانسالاری بی در و پیکر پادشاهی بود, جان می کندند. نظام تولید آسیایی که به گفته مارکس, به مثابه نظام تماما بردگی است, تنها و تنها به منابع کشاورزی و دامی و معدنی در قلمروهای تحت تجاوز خود نیاز داشتند و به همین منظور نیز مالیات های سنگینی به صورت خراج های هنگفت دوره ایی به اقوام ساکن در متصرفات خود تحمیل می نمودند. لذا برده گرفتن از اقوام این قلمروها تحت چنین نظام تماما بردگی کاری عبث و حتی مضر بوده است. شعبون بی مخ های اریامهری و ناسیونالیسم منحط و شیاد ایرانی سعی نماید که بفهمد, تبهکار خونریزی به نام کورش و نیز اخلاف تبهکارش برای رضای خدا از برده گرفتن امتناع نمی کردند. اما یونانیان و نیز مصریان البته کمتر و اساسا بعدها رومی ها که از منابع مورد لزوم آنزمان نسبتا به طور فراوان برخوردار بودند غالبا به منظور گرفتن برده به تجاوزات نظامی دست می زدند

  13. در پاسخ به توهم پراکنی آقای امینی از نقل و قول های ماکیاولی و هگل

    در ضمن آقای امینی به مثابه یک ناسیونالیست منحط و تحمیق گر ایرانی به منظور خاک پاشی به چشم توده ها, با جعل مفهوم از قول ماکیاولی مدعی می شود که مثلا کورش بر قلب مردم حکمرانی می نمود.. یا

    عجب کار آقای امینی بدنجا کشیده که از ماکیاولی رهنما و مفسر چگونگی اعمال تحمیق و در پی آن توحش قدرت حاکم و به ویژه طبقه نوظهور بورژوازی که با آغاز انباشت سرمایه توسط اعمال بردگی صنعتی از سیاهان و قتل عام میلیونی از آنان و بهره کشی به غایت وحشیانه از کار کودکان حتی خردسال و نیز زنان با ساعات کار 15 الی 16 ساعته و شرایط ضد انسانی محیط کار و نظائر آن که حتی با خواندن اسناد بازرسان حکومتی و به ویژه در بریتانیا مو بر تن هر انسانی سیخ می شود, دمار از انسان اروپایی در می آورد, فاکت می آورد. ناسیونالیسم منحط ایرانی به هر ترفندی دست میازد تا با تحمیق توده ها شعبون بی مخ های ساطور به دست را به زعم باور علیلشان شارژ نموده و به جان زحمتکشان و کارگران و دانشجویان و کمونیست ها و ترقیخواهان بیاندازد تا توحش سرمایه داری آنان بتواند در این وانفسای جنبش گسترده و توده ایی چپ علی العموم و رادیکال همچنان به استثمار خونبار خود ادامه دهد.

    آقای امینی یادتان باشد که هگل حکومت هخامنشیان را به عنوان کامل ترین حکومت اما مبتنی بر استبداد آسیایی و به غایت ستمگر توصیف می کند و همواره نیز چنین حکومت های درنده ایی را در برابر دموکراسی یونان باستان تحقیر می نمود. به راستی نیز بنیاد حکومتی کورش و هخامنشیان کاملترین نماد حکومتی توحش طبقاتی است.

    آقای امینی به هوش باش. آری حکومت کورش با تحمیق توده ها و با قر و فر اهورایی اش بر قلب ها حکومت می نمود, آنچنانکه محمد پیامبر کذایی اسلام و لاجرم حکومت او نیز با تحمیق توده ها و با قر و فر الهی اش بر قلب ها حکومت می نمود. مارکس نظام تولید آسیایی و به تبع آن استبداد وحشی آسیایی را دولت تماما بردگی که تمام اتباع نگون بخت آن به جز پادشاه که بند نافش به آسمان ها وصل شده است و به همین سبب نیز می بایست تحمیق گرانه ترین نظام سراپا به غایت بیدادگر را بر توده ها تحمیل نماید, می نامید. اگر مقرر گردد که همه اتباع ساکن در قلمروی آنهم در ابعاد یک امپراطوری برده و رعیت تام و تمام یک نفر باشند تبعا چنین فردی می بایست خود را به مثابه نماینده تام و تمام صاحب آسمان ها به حلق توده ها نیز بچپاند.

    آقای امینی همانقدر پیامبران ابراهیمی و به ویژه حکومت محمد اسلام بر قلب ها حکومت می کرد که کورش کذایی جنابعالی نیز چنین بود که البته هر دوی این تبهکاران تاریخی نیز برآمده از استبداد درنده آسیایی می باشند. اما ظاهرا آقای امینی که خیلی خیلی سند دوست و سند بازند به کورش شدیدا توهم دارد اما محمد اسلام را اخی می بیند.

    بار دیگر تکرار می کنم

    نظام استبداد آسیایی پادشاهی که توسط کورش با بنا نهادن بختک سیاه سلسله هخامنشیان در فلات ایران به شکل سراسری و بسیار متمرکز ظهور یافت, به مثابه درنده ترین حکومت های ملاکی برده داری در خاورمیانه و نیز جهان رقم خورد که جنگ و کشور گشایی و خونریزی و کنیز و برده گرفتن توسط شاه شاهان صاحب "فره ایزدی" آنهم در لوای اخلاقیاتی که توسط متولیان دین زردشتی بر اذهان و به ویژه بر "وجدان و ضمیر ناخودآگاه؟؟؟!!!" رعایا و نیز سربازان حک میکردند, دکترین بنیادین آن بوده است!

    چنین استبداد متمرکز و درنده ایی میبایست همواره با هاله ایی از تحمیق و ریاکاری مبتنی بر مقوله ایی به نام "اخلاقیات؟!" همراه گردد. اخلاقیات که بر توهم و دروغ استوار است و بر ضمیر ناخودآگاه انسان به شکل مزورانه ایی حک میشود. توحش ستمشاهی به ارث رسیده از کورش کبیر, یعنی اولین و برترین دروغ گو و حقه باز کبیر در طول تاریخ و در ورای "اخلاقیات؟!", رذیلانه ترین پلشتی ها را بر رنجبر ایرانی حقنه نموده اند! بی دلیل نیست، خاورمیانه ایی که در آن توده های گرفتار در چنگال نظام های مستبد و خشن و درنده خاورمیانه ایی, آنهم از نوع استبداد وحشی آسیایی پادشاهی گرفتار آمده بودند، به زادگاه ادیان نیز بدل گردید! دیانت زردشتی با آن کاست روحانیت اش و عمق تحمیقگری اش و چپاندن فره ایزدی به حلق خلایقش, درست برازنده تام توحش استبداد آسیایی پادشاهی بود.

  14. نکته عجیب آنکه آقای امینی سرانجام با آب و تاب دست به دامن امثال توماس جفرسون از بنیانگذاران اولیه آمریکا و آنکه این جماعت مثلا چنین و چنان از کورش عادل و "بانی حقوق بشر؟!" دفاع کرده اند, شده است که به باور هر انسان آزاده ایی نه تنها غیر قابل اعتنا بلکه به غایت شرم آور است.

    جناب محترم آقای امینی خاک پاشی به چشمان حقیقت انسانیت انسان آنهم در قرن بیست و یکم آخر تا به کی؟ آقای محترم روسای جمهور آمریکای پس از استقلال از جرج واشنگتن تا به مدت هشت الی نه دوره و به مدت لااقل سی و شش سال تماما خودشان برده دار بودند. آقای عزیز مگر برای امثال توماس جفرسون برده دار اساسا خود انسان حتی ذره ایی ارزشی داشته که مثلا حقوق انسان قابل احترام باشد. جناب اقای امینی آیا نباید به تمام ادعاهایتان در مورد سندیت اقوال شما و در واقع دروغ زنی ها و آسمان و ریسمان بافی های بی پایان شما در مورد آدمخواری به نام کورش تردید جدی نمود؟

    اما در واقع برای ناسیونالیست های منحط ایرانی باید هم برای دروغ زنی و توهم پراکنی و اشاعه خرافه های تاریخی در باره کورش خونخوار و به تمام معنی مالک الرقاب تام انسان دربند, توسل به تعریف و تمجیدهای برده دارانی از قماش جفرسون نمایند.

  15. رضا پهلوی فرزند محمدرضا باید ثروت جواهرات ودلارهای توی بانک و….که پهلوی وخانواده اش از ملت و ایرانیان دزدیدن رو کامل پس بده ومحاکمه بشه

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here