برنامه علمی عرفانی ری استارت Restart
Mohammad Hosseini
نویسنده و کارگردان: سید محمد حسینی
Telegram.me/showman1
Instagram.com/hosseinitv

14 COMMENTS

  1. رمز و زبان طبیعت ریاضی و فیزیک هست. اگر تمام علمای شیعه و تصوف را رو هم جمع کنید در طی قرنها یک معادله ریاضی را قادر به حل کردن نیستند. ادعا و چرت و پرت بافتن مایه نمیخواهند ولی اثباتش هم که تمایز میده عالم واقعی را از شارلاتانها . جوانان عزیز ایرانی برید کتاب علمی بخون عوض پامنبری بی سواد که تنها هنرشون دزدیدن عقاید دیگران هست. از بطن اسلام به اندازه مداد شعمی به بشریت اضافه نشده و نخواهد شد. وقت و انرژی و قدرت تفکر خود را بیشتر از این به هدر ندید. این روزها هم مد شده که ژنشون برتره. حقیقت این هست که بهره هوشی مسلمانها از پایین ترین در بین بشریت هست. چرا الگو گرفتن از کودنها و متقلبها عوض رفتن به سرچشمه اصلی علم و هنر و دانش

  2. اقا کدوم نظام این کشور چه نظمی داره که اسمش باشه نظام. حکومت ترور و وحشت و کشتار این کارها رو احمق های مسیحی هم انجام دادند. این احمق ها تازه میخواهند راه کثیف ان ها را بروند.

  3. هویییییی ری استارتی ها ۲۰ آذر گذشت
    حسینی تون کوش
    فاز چندیم حالا ،۱،۲،۵،۱۰
    حسینی خوب شد خودت خفه شدی والا خودمون خفه ات می کردیم.
    شما طرفدارا ی احمقش هم دیدید خبری نشد!! برید توبه کنید و به آغوش ملت بزرگ جمهوری اسلامی ایران عزیز برگردید. و دیگه گول امثال این دلقک ها رو نخورید
    ….. ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
    عرض خود می بری و زحمت ما می داری……

  4. سید برو به موسوی و کروبی بگو خودتی .مردم .آب ایران گلالوده مواظب ماهی گیران باشید.عرب برو به رقست برس تور چه به مولوی

  5. حسینی من یه پیشنهاد خوب برات دارم. چطوره به جای کار کردن روی پروژه تغییر نظام در ایران، روی پروژه فروپاشیه نظام سیاسی آمریکا کار کنی؟ باور کن زودتر به پول میرسی. ببین مردم ایران دیگه گوششون از این مزخرفات پره. عرفان و این چرندیات سابقه چند هزار ساله تو ایران داره و مردم این جور شیادی ها رو خوب شناختند و هیچ ارزشی براش قائل نیستند. ولی در آمریکا برعکس. مردم اینجا از نظام کاپیتالیسم به تنگ اومدن و دنبال یه راه نجات هستند. این وسط عرفان و اینجور مزخرفات خیلی خوب میگیره. من خودم اینجا برای این که مخ یه دختر رو بزنم یه کتاب رومی میگیرم دست و وانمود میکنم که تو وادی عرفانم 😁 دختره هم زود دستو پاشو گم میکنه و عاشقم میشه 😉 ( آخه اینجا به مولانا میگن رومی و الانم خیلی رو بورسه، مخصوصا برای مخ زنی و شارلاتان بازی 😁 ). در ضمن من فکر نمیکنم که مردم ایران اجازه بدن که یه دلقک و شومن بشه رهبرشان. ولی اینجا یه دلقک و شومن میتونه بشه ریس جمهور 😉 خلاصه اینجا هم چی جوره، اگه خواستی رو این پروژه فروپاشی نظام سیاسی آمریکا کار کنی بهم pm بده. من 25 ساله اینجا زندگی میکنم و این احمق‌ها رو خوب می شناسم. خودم باهات شریک میشم 😉

  6. Re start در نقد ری استارت

    آقای حسینی باسم عرفان و معرفت باطنی پیامی هائی به مردم بخصوص جوانان ما میدهد که نه تنها هیچ ارتباطی با روح و رسالت اصلی عرفان و معرفت باطنی نداشته بلکه در تقابل و تضاد آشکار با جوهر آن میباشد. ما انسانها در طول تاریخ به شیوه های متفاوت بدنبال معرفت در باره وجود وهستی وحقیقت بوده و هستیم. برای رسیدن به این معرفت گروهی از راه فلسفه ، بعضی ها از راه علم و تجربه ، خیلی ها از راه شرع و دین بعضی ها از طریق معرفت باطنی و عرفانی سعی و کوشش و طی طریق کرده و میکنند.
    عرفان حوزه ای از معرفت در کنار دیگر حوزه های از قبیل فلسفه، علم بوده که دارای موضوع، روش و غایت خود میباشد.موضوع معرفت عرفانی خدا وروش آن شهودی و قلبی و غایت آن یگانگی و وحدت با آن حقیقت یگانه یعنی خداوند یکتاست. عرفان از ریشه عرفه بمعنای شناخت و آگاهی میباشد.منتهی راه رسیدن به این شناخت و معرفت بجای عقل و تجربه علمی از راه تجربه باطنی و قلب انسان میگذرد. یعنی برای رسیدن به این شناخت و و معرفت بجای تعقل فکری و منطقی، مطالعه و کتاب خواندن یا تجربه و مشاهده کردن علمی پدیده هائی طبیعت و جامعه باید به خودسازی و تلطیف درونی خود پرداخته تا روح پاک و مصفا شده تا در پرتو آن حقیقت و معرفت در آینه وجود انسان منعکس شود. عارف برای کشف حقیقت دنبال کلاس رفتن و دانشگاه برای آموختن نیست بلکه آموزش او عملی و از راه پاک کردن و زدودن خود از رذائل روان و مسلح شدن به فضایل اخلاقی برای رسیدن به شناخت و معرفت صورت میگیرد.
    در این سیرعملی عارف بجائی میرسید که همه چیز را مظهر و سایه ای از وجود خدا یکتا دیده و از کثرت هستی به وحدت و یکانگی آن در وجود خود دست میبابد. یعنی در نهایت به این نتیجه میرسد که ریشه همه هستی و موجودات یک چیز است و دوئی و دوگانگی در عالم نیست :

    از نظر گاه است اي مغز وجود……اختلاف مؤمن و گبر و يهود.
    بدین واسطه عارف واقعی یعنی کسی که به معرفت الهی رسیده همه پدیده ها و انسانها را دوست داشته و به آنها عشق میورزد چون همه آنها را منبعث از یک حقیقت واحد و زیبا میبیند.
    منبسط بودیم یک جوهر همه….. بی سر و بی پا بدیم آن سر همه..
    یک گوهر بودیم همچو آفتاب ……. بی گره بودیم و صافی هچو آب…..
    چون بصورت آمد آن نور سره……… شد هدد چون سایه های کنگره…….
    کنگره ویران کنید از منجنیق………. تا رود فرق از میان این فریق…..
    مولانا به زیبائی در این شعر بیان می کند که همه ما از یک ریشه و گوهر واحد نشئت گرفته و و اختلاف و تفاوت و تضادهای ما بواسطه این است که مثل شبکه های متفاوت یک پنجره شیشه ای در این عالم منعکس شده ایم. بخاطر این است که این همه تفاوت و تضاد می بینیم. فرض کنید ما یک چراغ با نور سفید را پشت یک شبکه شیشه ای با چند رنگ مختلف از قبیل رنگ سبز، قرمر، آبی ، زرد، نارنجی و…. گذاشته تا بتابد و پرتوی افکنی کند. اینجا ما فقط یک نور یکرنگ داریم ولی بواسطه اینکه شیشه جلوی آن به رنگهای متفاوت مزین است ناچارا نوری که از انطرف منعکس میشود دارای طیف ها و رنگهای کاملا متفاوت و متضادی میباشد. حالا اگر کسی این شیشه چند رنگی را برداشته یا بشکند همه متوجه میشوند که همه اینها تفاوت ها و تضاد تصنعی و ظاهری بوده نور اصلی در حقیقت یکرنگ و واحد بوده است. به این در عرفان ما میگویند " وحدت در کثرت و کثرت در وحدت" .
    با این تمثیل مولانا میخواد بما بیاموزد که عالم یک منشاء داشته و انسان عارف بواسطه این معرفت و شناخت باید تمام مظاهر آنرا دوست داشته و به آن عشق بورزیم . بقول حافظ کسی حق ندارد که که به دنیا و انسانهای دیگر حتی بد به زشتی و از در دشمنی و تضاد نگاه کند:
    منم که شهر شهرم به عشق ورزیدن… . منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن….
    وفا کنیم و ملامت کنیم و خوش باشیم……..که در طریقت ما کافریست رنجیدن
    با توجه به این مقدمه میشود سوال کرد: آقای حسینی جز دشمنی و کینه ورزی و ایجاد تفرقه بین گروههای مختلف مردم در ایران کار دیگری میکنند؟ کدام عرفان یا عارف گفته بروید مسجد آتش بزنید یا آدم بکشید( تو بخوان بسیجی بکش)؟ کدام عارف مروج این همه دشمنی و کینه ورزی در بین انسانهاست؟ کدام عارف است که اینهمه باعث دشمنی شده و درگیری بین انسانها ایجاد کرده که ایشان موفق به آن شده؟ مگر حافظ نمیگوید:
    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است…… با دوستان مروت با دشمنان مدارا…..
    یا بالاتر از آن سعدی شیرین سخن بما نگفته:

    بنی ادم اعضای یکدیگرند …… که در افرینش ز یک گوهرند…..
    چو عضوی بدرد اورد روزگار ……دگر عضوها را نماند قرار….
    خوب اگر قرار باشد ما هم مثل حکومت مروج مبلغ خشونت باشیم خوب چه فرقی با آنها داریم؟ فرق بین آقای حسینی و لاریجانی، شریتمداری، رئیسی و علم الهدی چیست؟ مگر مثل همین آقایان پیام آور خشونت و مرگ نیست؟ مگر قرار نیست که ما دیگه دست از پیام مرگ و کشتن برداشته و از این پس پیام صلح و دوستی بدهیم ؟ اگر دنبال خشونت هستیم که حکومت به اندازه کافی مروج آن هست دیگر چه احتیاجی به این آقای حسینی داریم؟ اتفاقا پیام آقای حسینی صد درجه خطرناکتر و ضد انسانی تر از پیام حکومت است. او فقط پیام جنگ مرگ میدهد و از مرگ و جنگ بجز مرگ و جنگ زاده نمیشود:
    آفت ادراک آن قالست و حال……… خون بخون شستن محال است و محال
    در پایان:
    چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد

    موسیی با موسیی در جنگ شد

    چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی

    موسی و فرعون دارند آشتی

  7. با تیپا باید این نااهلان بد گوهردیو سرشت را از میان جوونای خشمگین سرزمینمان که می خوان حقشون را فریاد کنن بندازین بیرون.
    این نوکرهاسزاوار تف هم نیستند و باید اطلاعاتی ها و سپاهی های پست فطرت و کثافتشون بدونن که همگی ما هوشیار هستیم و می دونیم چه جانورانی پشت این چهره های کریه پنهان هست.
    این مزدورو خیلی های دیگه مثل امیددانا٬ فخر آور٬ روح الله زم٬ …. مستقیم یاغیر مستقیم نوکر اطلاعاتی ها هستند.
    ماموریت این سید کریه المنظر این هاست:
    از قبل برای روز های آشوب آماده اش کردن که‌ سپاهی ها و بسیجی های بی بوته شون هر کی رو خواستن بکشن٬ هر جا رو خواستن آتیش بزنن ٬ بمب گذاری کنن و خلاصه هر جور بتونن جنبش مسالمت آمیزهمگانی رو که همه اقشار از زن و مرد و پیر و جوون می تونن توش باشن روبه آشوب بکشن٬
    بعد بگن کار ریستارتی هاست٬ وبعد با هر کی خواستن ساخت و پاخت کنن٬ یا سر هر کی رو خواستن زیر آب کنن و شو تلوزیونی راه بندازن و با سرکوب وحشینانه که از نهاد کثافتشون برمیاد غایله رو ختم کنن و دوباره شروع به چپاول کنن
    همچنین مانع پیوستن نیروهای انتظامی و بسیجی و سپاهی به ملت بشن
    در نتیجه جمع معترض ها رو به اقلیت برسونن٬
    بالاترین سودی هم که نصیبشون می شه اینه که به قراردادهای خائنانه و رذیلاشون با دولت های خارجی ادامه بدن و بامظلوم نمایی حمایت اونها روبه دست بیارن و بگن ببینید ما چقدر بی گناهیم و چند نفر از ما کشتن وما مجبوریم با ناامنی در کشورمبارزه کنیم
    البته دفاع از خود در اعتراض های مسالمت آمیزحرف دیگری است
    باید ازخودتان در زمان اعتراض ها دفاع کنید وحسابی کتکشون بزنین ٬ همچین که چند ماه بیمارستان بخوابن و ضجه بزنن و حکومت هم ناچار باشه در به در دنبال یک خاین دیگه برای جایگزین بگرده.
    دوستان این تنها یکی از راههای استفاه از کاسه لیس هاشون هست.
    هوشیار باشین و تاکتیک های رذلانه شون رو بخونین٬ دوستانتون درایران رو آگاه کنین و نقشهه هاشون و خنثی کنید.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

8 − five =