http://mihantv.com
https://www.youtube.com/user/mihantv1?sub_confirmation=1
https://www.facebook.com/mihantv1
http://telegram.me/mihantv1

سعید بهبهانی و گفت و گو با اسماعیل وفا یغمائی پیرامون تاریخ مکتوب و روایت اخوند

22 COMMENTS

  1. با درود خدمت شاعر گرامی وفا یغمائی عزیز. ممنون از زحمات شما. استفاده بردیم. یک نکته ای که همیشه ذهنم را قبلاً بخود مشغول کرده بود و هنوز هم رسوباتش در مغزم کمابیش وجود دارد این است، که چگونه است که خدایی که بوجود آورنده جهان بینهایت است و از چهارده میلیارد سال پیش میدانسته که تک تک انسانهایش چه پروسه های فکری وعملی را طی خواهند کرد و به چه سرنوشتها یی دچار خواهند شد ، را مهلت داده تا بر اساس سناریوی از قبل نوشته شده نقش بازی کنند . اینجا دیگر انسان، انسانی آزاد نیست، بلکه انسانی است اسیر سرنوشت از قبل تعیین شده از طرف خالقش! . شاید این طرز تلقی من از خالق و خلقت یک نوع تفکر پوچگرایی باشد؟ . بازم ممنون از روشنگری شما.ممنون از زحمات بهبهانی عزیز. شاد و تندرست باشید

  2. در باره چهار تئوری که ایا محمد پیامبر واقعی بود. دروغ میگفت. بیمار بود یا صدای درون را می شنید بنظر میرسد تئوری مجنون بودن در دوران خودش بسیار رواج داشته که قران آن را رد میکند. برخی نمونه ها

    قسم به نون و قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت که تو به
    لطف و رحمت پروردگارت هرگز دیوانه نیستی. البته تو را در مقابل خدمت رسالت، پاداشی
    نامحدود است و در حقیقت تو بر نیکو خلقی عظیم آراسته ای و بزودی تو و مخالفانت
    مشاهده می کنید که کدام یک از شما مفتون و دیوانه اند. (مثل اینکه محمد به سلامت
    خودش شک داشته است) آنچه در اینجا خواندید ترجمه فارسی آیه یک تا شش سوره القلم
    بود.
    آنچه از محتوی این آیه بر می آید این است که مردم دوران
    محمد نسبت به سلامت روانی محمد شک داشته اند .و این آیه برای مبری ساختن محمد از
    دیوانگی و جنون نازل شده است. در قسمت پایین تر آیه می گوید پیرو کسانی که وقتی
    آیات ما بر آنها تلاوت می شود می گویند اینها افسانه پیشینیان است نباش. این آیه
    بیانگر این است که مردم به منشا وحی بودن آیات نیز شک داشتند.
    در سوره الکوثر نیز خدا به پیامبرش میگوید محققا"
    دشمن بدگوی تو ابتر است.
    عایشه می گوید هر گاه وحی به پیامبر نازل میشد دچار
    تقلا می شد و ما ردای او را بر رویش می کشیدیم. وقتی نزول وحی تمام میشد. حضرت خیس
    عرق شده بود. 
    راهبی به نام تئوفان (817-752) در کتاب تاریخی خود از
    بیماری محمد به عنوان صرع یاد می کند. اما علائم یاد شده حاکی از بیماری آکرومگالی است که گاهی این بیماران آکرومگالی، رفتار های پارانوئیدی دارند
    در احادیث آمده است که محمد از یک بیماری مزمن رنج می
    برد. اشتهای زیادی برای غذا داشت. رنگ پوست او یک حالت بخصوص داشت. نه سفید بود و
    نه برنزه ، تقریبا یک حالت گلگون داشت. سر درد زیاد می گرفت . و گاهی صدای زنگ در
    گوش خود احساس می کرد. برای رفع بیماری خود گاهی اوقات حجامت می کرد.حالت افسردگی
    داشت و از جمع کناره گیری می نمود. گاهی میل به خود کشی در او بوجود می آمد. در
    احادیث آمدست که در ابتدای رسالت سه بار تصمیم به خود کشی گرفت که هر بار با نزول وحی از اقدام خود منصرف می شد

    تئوری دروغ
    رازی مقوله ی پیامبری و نبوت را از اساس دروغ می خواند و در کتاب مخارق الانبیا درباره شیادی پیامبران توضیح می دهد. در حیل المتنبئین به روشهای دروغگویی انبیا می پردازد و در فی نقد
    الادیان ادیان شهودی را تقبیح می کند.این کتابها امروز در
    دسترس نیستند اما در آثار دیگران نقد و بررسی شده اند. علاوه بر این رازی در مجادلات خود مقوله نبوت را از اساس رد می کند.
    رازی معتقد است که نبوت با ایده ی دانایی خدا در تضاد است. به گفته ی او تمامکسانی که از ابتدا ادعای پیغمبری کردند منحرف و فریبکار بودند و در بهترین حالت مشکلات روانی داشتند. بیرونی می گوید رازی نخستین کسی است که مذهب را تقبیح کرد و
    دومین کسی است که ضرورت وجود پیامبران را انکار کرد. ابوحاتم نویسنده عالم النبوه از رازی چنین نقل می کند:
    او (رازی) گفت: به چه دلیل خدا باید معدودی را به عنوان پیامبران انتخابکند تا آنها را برتر از دیگرانی قرار دهد که قرار است آنها را هدایت کند و مردمانرا به ایشان وابسته کند؟ و بر چه اساس تو می پنداری که ممکن است خردمندی خردمند
    چنین روشی را برای [حکمرانی] بشریت برگزیند یعنی گروهی از مردم را برعلیهگروهی دیگر برانگیزد؛ دشمنی را در میانشان رواج دهد؛ نبرد را در میان آنها افزایش دهد و از اینرو مردمان را به نیستی برساند؟
    رازی درباره ی مقوله ی اعجاز قرآن چنین می گوی

    تو ادعا می کنی که معجزه ای که [نبوت محمد را اثبات می کند] حاضر و دردسترس است، یعنی قرآن. تو می گویی که هر کس انکارش می کند یکی مشابه اش را بیاورد.
    در واقع ما می توانیم هزاران مشابه اش را بیاوریم از آثار لفاظان، فصیح گویان وشاعران که بسیار بهتر از قرآن جمله بندی شدند و مفاهیم را موجزتر می رسانند. آنها
    معانی را بهتر می رسانند و وزن شعری بهتری دارند. به خدا که آنچه تو میگویی ما را شگفت زده می کند. تو درباره ی کتابی سخن می گویی که [مشتی] افسانه ی
    باستانی را بازگویی می کند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیحمفید و بدردبخوری ندارد و آنگاه تو می گویی چیزی شبیه آن بیاوردر بدر آیات بسیاری از قرآن با رد مجنون بودن مشخص میشود این شایعه
    بشدت رواج داشته است  

    الفرقان آيه 8

    أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ
    مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَّسْحُورًا
    يا گنجى [از آسمان‏] براى او فرستاده شود، يا باغى داشته باشد كهاز
    [ميوه‏] آن بخورد [و امرار معاش كند]؟!) و ستمگران گفتند: (شما تنها از مردى مجنون
    پيروى مى‏كنيد!)

    الطور آيه 29 

    فَذَكِّرْ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَبِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ

    پس تذكّر ده‏، كه به لطف پروردگارت تو كاهن و مجنون نيستى‏!
    القلم آيه 2 

    مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ.
    كه به نعمت پروردگارت تو مجنون نيستى‏.

    الحجر آيه 6

    وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ
    لَمَجْنُونٌ.

    و گفتند: (اى كسى كه (ذكر) [= قرآن‏] بر او نازل شده‏، مسلماً تو
    ديوانه ‏اى‏!
    المومنون آيه 70
    أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ
    لِلْحَقِّ كَارِهُونَ.

    يا مى‏گويند او ديوانه است‏؟! ولى او حق را براى آنان آورده‏؛ امّا
    بيشترشان از حق كراهت دارند [و گريزانند].

    الصافات آيه 36

    وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُو.
    و پيوسته مى‏گفتند: (آيا ما معبودان خود را بخاطر شاعرى ديوانه رهاكنيم‏؟!

    التكوير آيه 22

    وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ.
    و مصاحب شما [= پيامبر] ديوانه نيست‏!

    القلم آيه 51

    وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ
    لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ.
    نزديك است كافران هنگامى كه آيات قرآن را مى‏شنوند با چشم‏زخم خود تو
    را از بين ببرند، و مى‏گويند: (او ديوانه است‏!).
    کمتر مفهومی به این اندازه در قرآن تکرار میشود، خدای   چندین
    بار این حرف را تکرار کرده که    پیامبر ما دیوانه نیست.

  3. برخی از خطاهای نحوی و دستوری

    خطای اول:

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ
    هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ
    وعَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ﴿ سوره پنجم –
    آیه ۶۹

    در آیه ی بالا یک خطا وجود دارد، کلمه
    الصَّابِؤُونَ غلط است و در دو آیه زیر عبارت صحیح آن آمده است:

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ
    هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ
    وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ
    وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (سوره دوم- آیه 62)
    انَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ
    هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ
    اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ
    شَیْءٍ شَهِیدٌ ( سوره 22- آیه 17)

    از این دو حالت(وَالصَّابِئِینَ و
    وَالصَّابِؤُونَ) فقط یکی می تواند درست باشد. همچنین دقت کنید که محتوای ان آیات
    عینا یکسان و تکراری هستند.

    خطای دوم:

    لَّـکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ
    مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَیکَ وَمَا أُنزِلَ مِن
    قَبْلِکَ وَالْمُقِیمِینَ الصَّلاَهَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالْمُؤْمِنُونَ
    بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ أُوْلَـئِکَ سَنُؤْتِیهِمْ أَجْرًا عَظِیمًا (سوره چهارم- آیه
    162)

    کلمه وَالْمُقِیمِینَ باید به
    والمقیمون تبدیل شوند مانند دیگر کلمات این جمله مانند َالْمُؤْتُونَ و…بقیه کلمات
    درست هستند اما این کلمه غلط است.برخی ادعا می کنند که این کلمه به این صورت آمده
    تا ستایش و عمل دعا را متمایز کند اما ابن الخطیب پژوهشگر می گوید که این استدلالی
    غلط است. (al-Furqan by
    Mohammad M. ‘abd al-Latif Ibn al-Katib, Dar al-Kutub al-‘elmiyah, Beirut, p.43)
    چرا باید الله دعا کننده را که شاخه ای از مذهب است جدا
    کند اما نه ایمان را که شاخه و بنیان مذهب(کلمه مومنون) است. آیا این خطای صرف
    کلمات (declension تغییر کلمات به خاطر اضافه
    شدن جنسیت، زمان، و…) را هم می توانیم در آیه قبلی بیان کنیم؟ یعنی نتیجه بگیریم
    که الصَّابِئِینَ متمایز و برجسته تر از کسانی هستند که ایمان دارند و نسبت به
    مردم اهل کتاب؟ چرا این تمایز را در یک آیه و نه آیات دیگر می بینیم؟ خدا که باید
    بزرگترین این منطق مسخره باشد. بار دیگر این هم یک خطای گرامری اشکار است.

    خطای سوم:
    قَالُوا إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ
    یُرِیدَانِ أَن یُخْرِجَاکُم مِّنْ أَرْضِکُم بِسِحْرِهِمَا وَیَذْهَبَا
    بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلَى ﴿سوره 20
    – آیه 63﴾

    کلمه هَذَانِ غلط است و باید منصوب
    باشد.

    خطای چهارم:
    لَّیْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ
    وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ
    وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِکَهِ وَالْکِتَابِ وَالنَّبِیِّینَ وَآتَى
    الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینَ وَابْنَ
    السَّبِیلِ وَالسَّآئِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاهَ وَآتَى
    الزَّکَاهَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِینَ فِی
    الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِینَ الْبَأْسِ أُولَئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا
    وَأُولَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (سوره 2- آیه 177)
    در جمله فوق پنج خطای گرامری وجود
    دارد. چهارتای ان به خاطر زمان اشتباه افعال است چون جمله با کلمه تُوَلُّواْ شروع
    می شود که در زمان حال است اما چهارتای دیگر با زمان گذشته است.
    خطای پنجم صابرین است که باید صابرون بشود.

    خطای پنجم
    إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ
    خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (سوره سوم- آیه 59)
    کلمه یکون باید کان باشد تا با زمان حال فعل گذشته گفتن
    سازگار باشد.

    خطای ششم:

    لَاهِیَهً قُلُوبُهُمْ وَأَسَرُّواْ
    النَّجْوَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ هَلْ هَذَا إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ
    أَفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنتُمْ تُبْصِرُونَ (سوره 21- آیه سوم)

    کلمه وَأَسَرُّواْ غلط است چون فاعل
    جمله مذکر است و بنابراین این فعل باید مفرد سوم شخص مذکر باشد. در آیه فوق فعل به
    صورت جمع آمده است. اگر کسی ادعا کند که در انزمان گرامر متفاوت بود می تواند به
    آیات زیر مراجعه کند که این قاعده به درستی رعایت شده است. مسلما دو قاعده متفاوت
    نمی تواند درست باشد: 3:52, 10:2, 16:27, 16:35, 3:42, 49:14.

    خطای هفتم:
    هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِی
    رَبِّهِمْ فَالَّذِینَ کَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِیَابٌ مِّن نَّارٍ یُصَبُّ مِن
    فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِیمُ (سوره 22- آیه 19)

    اخْتَصَمُوا غلط است چون فاعل دو نفر
    هستند و در عربی فعل برای دو نفر با جمع متفاوت است.

    خطای هشتم:
    وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ
    الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا
    عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ
    اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ
    اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ.
    مانند خطای هفتم، کلمه اقْتَتَلُوا
    غلط است.

    خطای نهم:

    وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاکُم
    مِّن قَبْلِ أَن یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْلَا
    أَخَّرْتَنِی إِلَى أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَکُن مِّنَ الصَّالِحِینَ.
    (سوره 63- آیه دهم)
    کلمه وَأَکُن غلط است و باید مانند فعل َأَصَّدَّقَ یعنی
    فعل قبلی صرف شود.

    خطای دهم:

    وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا (سوره 91-
    آیه پنجم)

    کلمه وَمَا غلط است چون فاعل جمله خدا
    هست و نه غیرشخصی.

    خطای یازدهم:
    ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء
    وَهِیَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا
    قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ (سوره 41- آیه 11)

    آسمان و زمین در عربی اسامی مونث
    هستند بنابراین فعل قَالَتَا درست است اما کلمه طَائِعِینَ غلط است چون مفرد و
    مذکر است.

    خطای دوازدهم:

    وَلاَ تُفْسِدُواْ فِی الأَرْضِ
    بَعْدَ إِصْلاَحِهَا وَادْعُوهُ خَوْفًا وَطَمَعًا إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ
    مِّنَ الْمُحْسِنِینَ (سوره هفتم- آیه 56)

    رَحْمَتَ در عربی مونث است و بنابراین
    کلمه قَرِیبٌ باید شکل مونث داشته باشد یعنی قریبه
    .

    خطای سیزدهم:

    وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ
    أَسْبَاطًا….(سوره هفتم- آیه 160)
    به جای أَسْبَاطًا باید باشد سبطان.
    دوازده قبیله، در عربی مفرد می شود چون اسمی که متکثر بالای ده باشد به صورت مفرد
    در می آید. این قاعده در ایات زیر رعایت شده است: 7:142
    ( ثَلاَثِینَ لَیْلَهً), 2:60, 5:12, 9:36,

  4. باتشکر سپاس از آقای سعید بهبها نی که چنین برنامه های بسیار ارزشمندومفید در اختیار مردم میگذارید وباید قدر دانی شود
    وسپاس تشکر از استاد عالی مقام اسماعیل وفایغما یی ازآگاهی وروشنگری بسیار مفیدکه رایگان در اختیار مردم میگذارید موفق تندرست باشید

  5. جناب آقای وفا یغمایی ضمن تشکر از تحلیل ها و روشنگری های شما .. جنابعالی در این برنامه تان از دکتر قاسملو به نیکی یاد کردید آ یا ایشان رهبری یکی از احزاب کردستان را بعهده داشته اند یا نه ؟ آیا این احزاب تجزیه طلب هستند یا خیر ؟ که به زعم بنده این احزاب تجزیه طلب هستند البته بنده با هرگونه ترور فیزیکی و غیر فیزیکی هر کسی و به هر بهانه ای مخالفم اما آ این همه تعریف و تمجید از سوی شما و جناب بهبهانی از شخصی که رهبری یک گروه تروریستی و تجزیه طلب را بعهده داشته است به چه معناست؟ در واقع چنانچه جناب بهبهانی و مهمانان محترمشان بخصوص حضرتعالی موضع خودتان را در قبال تمامیت ارضی ایران و گروهای تجزیه طلب از هر طیفی را مشخص کنید به یقین تمامی سوتفاهم های احتمالی را از میان خواهد برد.. ضمنن آنهایی که فحاشی میکنند یا نادان و جاهلند و یا مامور رژیم .. با سپاس از شما .

  6. اعجاب انگیز است چگونه کتابی با این محتویات مضحک، دست کم برای فهم امروزی هنوز سرمشق و مورد تایید انسانهایی قرار میگیرد که خود را عالم و فیلسوف تلقی میکنند. و عجیبتر آنکه همین قماش در تلاش توجیه آن اراجیف توسط علوم مدرن و فیزیکی میباشند.
    آنها برای ما در تلاش مذبوحانه ی تفسیر کتابی که خودش ادعا دارد روشن و مبین است برمی آیند و به راستی ماجرا را با هر تفسیری مبهم تر میکنند تا در آشفته بازاری که حاصل میکنند راه نجاتی باز کنند.
    شاید تصور میکنند هرچه آشفته تر، راه مغلته و سفسته بازتر!
    من تصور نمیکنم به هیچ وجهی مناظره ای لزوم داشته باشد. وقت آن رسیده که با قاطعیت به نقد و افشاکری این ایدئولوژی ادامه داد بدون اینکه فرستی به سفسته گرانی داد که بارها و بارها آنهارا شنیده ایم و دیگر چیز نویی برای آزار گوش و روان ما ندارند.
    آنها آزادند از هر رسانه ای که مایلند (از انها کم هم در دسترسشان نیست) استفاده کنند (که میکنند) و نقد خودشان را انجام دهند. من باشم به هیچ وجه تن(و روان) به مناظره با احدی در این موضوع نمیدهم. مگر بر ما مبرهن نشده که هیچ جز پوچ از منظر اینان نخواهد تراوید؟!
    بگزارید آنکه مناظره میخواهد مطلب را از اینجا نزد مناظره گرش ببرد و نظر او را بشنود.
    با احترام و تشکر از جنابان یغمایی و بهبهانی

  7. در باره مناظره بحثی نیست! این گوی و این میدان!ولی نخست مناظره کنندگان بجاست و مواضع روشن خود را در باره وضعیت زنان ! دستور کشتار در قرآن مقوله جهنم و بسیاری مواضع دیگر روشن کنند پس از آن میشود صحبت کرد بقول یکی از کامنت گذاران محترم هزار و چهارصد سال مناظره کردیم فکر میکنم کافی ست الان هنگام فهمیدن و انتخاب است

  8. مانند
    همه برنامه های روشنگر پیشین به بخش نهم نیز گوش دادم و ازاین اندازه
    شجاعت کلام درعین شهامت حق گوئی و ارج مرتبه پرسشگری توسط اسماعیل وفا
    یغمائی فرهیخته و قائم به فکر و عزم خویش بسیار خوشحال شدم و از شرح و
    تحلیل و تبیین مسائل مطروحه 🌻 بهره فرهنگی بردم. عمرش دراز باد و زبان و ذهن توانایش به کار. سپاسگزار این برنامه

  9. ای کاش سوال های ما در بچگی در مورد دین و پیغمبر و غیره توسط پدر و مادر خودمان سرکوب نمیشد . من خودم هر سوالی که از پدر و مادر مثلا تحصیل کرده خودم پرسیدم, گفتند نه اینو نپرس زبونتو گاز بگیر… چرا ؟ چون جوابی نداشتند بدهند, سر ما رو میزدن به سقف . جوری که سوال کردن اصلا خفه شد در من نوعی

  10. آقای یغمایی آیا نمی پندارید کمی دیر شده است ؟؟ در جوانی روشنفکری, آگاهی و مبارزه در راه صحیح مهم است …. به عقیده من در دوران کهولت تغییر صد و هشتاد درجه ای کمی بودار است….. خوشحال هستم بعد از گذشت شش دهه از زندکی و تا چند سال قبل در زیر سیطره اوهام «فضل الله المجاهدین علی القاعدین» بودنتان به این نتیجه رسیدید که سخنان جناب فضل الله چیزی جز بربریت تاریخ نیوده است چنانکه پیشوای فکریتان علی شریعتی در آنزمان میخواست با تمام توان از علی ابر مرد تاریخ بسازد و بخورد مردم دهد و فریاد استعمار و استحمارش به آسمان بود….. البته در آن دوران جوابیه هایی برایش نوشته شد مانند «علی ابر مرد تاریخ یا عفب گرد تاریخ به بربریت » که حاصل آن تلاشها سنگ بنای جریان گسستن مجاهدان از خرفتی تاریخی و پیوستن به مارکسیست شد البته برای من روشن نیست در آنزمان شما بر کدامین کفته نشسته بودید…. اما به هرحال یعد از گذشت چهار دهه جویبار فکری شما هم چنانکه به نظر میرسد به رودخانه رسیده است
    پیروز و موفق باشید

  11. وقت آن رسیده که با خرافات دینی مبارزه شود با روشنگری و این بلای خانمان سوز را به زباله دان ریخت ….

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

six + ten =