برنامه علمی عرفانی ری استارت Restart
Mohammad Hosseini
نویسنده و کارگردان: سید محمد حسینی
Telegram.me/showman1
Instagram.com/hosseinitv

28 COMMENTS

  1. " در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست/ خوشا به حال کلاغ های قیل و قال پرست/ چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را / برای این همه خیال پرست…واقعا برای شما متاسفم جناب حسینی.

  2. يكى تو فيس بوك نوشته كه (أمير عباس فخر آور و حسينى و اميد دانا كى هستند فريبشان را نخوريد ) خندم گرفت براش نوشتم تو اگر ميدونى كى هستند بگو كه بقيه گول نخورند

  3. حتما امشب متوجه شدی درصد هوش ودرایت ایرانیهارو بازیت تمومه بادغل کاری وطرح معماتااینجاعده ای روکشوندی . دستت روشدتوجمهری خواهی وبافخراورولی جسارت وصداقت نداشتی بگی چون دنبال پولوخودنمایی هستی کافیه ته اسرارتم دراومدفخراورازت استفاده کرد بزودی کارش باتو نادان تموم میشه پرتت میکنه بیرون متاسفم

  4. سلام.
    صوفی حوسینی ،
    آقا ، این پرتقالی ها ، این اسپانیایی ها که حافظ سعدی ندارن ، الان در تاریکی و ظلمت دست و پا می‌زنن ؟
    حکایت اون اسکمیو شد ،
    کشیشه رفته بود کتاب بدست ، بهش تلقین می‌کرد ، اینه اونه کوفته بلا …
    اسکیمو گفت ، آ کشیش شات د فاک آپ پلیز فور مومنت !
    همون یه لحظه خفه شو خودمون !
    گفت ، الان من اینا رو ندونم ، چی میشه ؟
    گفت ، هیچی !
    گفت : پس کون دریده ، لال شو بزن به چاک ، نمیخواد منو راهنمایی کنی ، برو باباتو هدایت کن .

    عمدا گفتم اسپانیا و پرتقال که اسم نبرده باشی …

    آقا کل تصوف و امپراتوریش مال شما ، ما همین جوری ۱۴۰۰ سال عقب گرد داریم ، حالا شما با این صحبت های بی مزه ما رو ببر به ماتحت شنگول صفی و منگول الدین و شاه پشمک بی ولی …
    این خزعبلات تاریخ مصرفش گذشته آقا ، بی خیال شو …

  5. برنامه شب به خیر ایران ۷۳ رو گوش کردم … آقای حسینی ادبیات تندی علیه شاهزاده رضا پهلوی به کار بردید و این اصلأ خوب نیست . البته زیاد بد نبود اما الان نیاز به اتحاد هست . لطفاً مراعات کنید

  6. گبر و ترسا و مسلمان = يهودي مسيحي مسلمان
    زرتشتيان تنها نور خورشيد و اتش در هر جهتي را نشان و بخشاينده ( هوش و نبوغ ) مي دانند
    * چرا تلاش نا فرجام مي كني ! زرتشتي كه الان موبد ندارد ، !!!
    سعي كن در مورد زرتشت بيشتر بخواني !!! كافيست ! با اطلاعات ابراهيمي سعي در توضيح يك طرفه زرتشتيان داري.
    حسيني خجالت داره ( ريشه لاتين واژه ها ) ( گبر / كلملا يحودي است )

  7. آقای حسینی خدا وکیلی این همه حرفها و چرت و پرتها رو از کجات در میآوری روحانی ۲۲ میلیون رای آورد ولی بخدا اگه به مردم بگه فردا بیان بیرون کسی نمیاد وای به حال شما و ری استارتت تو رو به قرآن ول کن دوستانه بگو مردم اومدم خارج خرج زیاده ماهی چند هزار دلار کمکم کنید و اگه رژیم عوض شه بخدا تو تلویزیون بهت کار میدن .نتیجه مردم رو گیج نکن و کم کوس شعر نگو

  8. اقای حسینی داری چیکاار میکنی اخه این حرفهای بی منطق را از کجا در میاری یه مشت ادم را عصبی میکنی

  9. اقا من ری استارتو از برنامه اول گوش کردم.تا الان.اجازه بدید ی خلاصه از کلماتی که زیاد تکرار شده در این برنامه رو بگم.:
    گوسفندین.شهید چیز خر هستین..سر همهتونو باید برید.در طویله رو باز کن…بوی گند دهانتون لایه ازن رو سوراخ میکنه…ننتو میتونی ببینی.اگه به ننت بگن اینو میشناسی.ننت با اون بز فرقش چیه. و خزعبلاتی از این دست

  10. ای دلقک صادراتی حقه باز ، دروغگو کم حافظه میشه اولین جملت چه گندی بخودت زدی یادت رفت که 42 میلیون شنونده نامریی داشتی ؟ و گفتی متاسفانه تعداد شنودگان ری استارت خیلی بیشتر از برنامه شب بخیر ایرانهاست و.و.و ری استارت حدود 2 هزار بالا و پائئن گوش میکنند و ان یکی خیلی کمتر !!!!!!!!!!! سوراخ کردی بابا ابروی نداشته را

  11. حسینی شاید در حد مطالعه و شاید در سلوک کمی هم در عرفان داشته باشد. اطلاعات او اکثر از کتاب انسان کامل نوشته عزیز نفیسی هست.
    سوال کی اجازه را به حسینی داده است که خود درا نماینده تصوف ایرانی بکند کی ؟؟؟؟
    آیا یک سالک فوش رکیک میدهد ؟؟؟
    آیا یک سالک ( نمی گویم عارف یا صوفی که جسارت به مکتب نکرده باشم.) دروغ می گویید.
    30 ملیون طرفدار از کجا آوردی این را ( سالک که دروغ نمی گویید !!!)
    خواهران و برادران تفرقه به نفع کی هست ؟؟؟؟
    خراب کردن تصوف با سیاسی بازی ها بچه گانه به نفع کی هست ؟؟؟؟؟
    یک معیار هست در نگاه های متفاوت آن هم اتحاد و عدم تفرقه . !!!!!!

    آنان که که به یک نظر خاک را کیمیا کنند …………………………….
    جناب حسینی با دم شیر بازی نکن .

  12. هم میهن اریا سب باوند همشهری این دلقک در یوتوب کلیپ افشا گری زده از اصل نصب این یارو ، تازه کمش را گفته گوش کنید شرم براین دلقک مزدور دهن پاره .

  13. بازاین حسینی اومد اخه حسینی فروش اسلحه اگرازادبشه که مملکت به فنامیره بروامریکاروببین سالیانه 30هزارنفرازمردم امریکاتوسط شلیک اسلحه به یکدیگرکشته میشونداخه توچرایکم فکرنمیکنی

  14. حسینی توحالت خوب نیست اول میگی عیسی باحوریاتوبهشت داشت شراب میخوردبعداخرمیای میگی حوری وجودنداره حوری اون هوعه حسینی واقعاحالت خوب نیست باورکن

  15. آقای حسینی ،ببخشید،یه کلیپی ازتون دراومده که صریحا خودتون گفتید که وزارت اطلاعات بهتون گفته تلویزیون بزنیدوهرچی که گفتن به ملت دیکته کنید،آقای حسینی ،خیلی ازریستارتی هاباتماشای اون کلیپ،ترکتون کردن ،یکیش من.کلیپ سه دقیقه ایه،نه فتوشاپه ونه دروغ،مال اون موقع است که ازایران اومدیدخارج ازکشور.تودوتاتلویزیون صحبت کردین،وخودتون توی مصاحبه اعلان کردین،باوزارت اطلاعات همکاری میکنید.میشه دلیلش روتوضیح بدید،که چراجونای مملکت روازحس وطن پرستی شون ،سواستفاده کردید؟

  16. فلسفه تصوف یعنی بی اعتنائی به دنیا ومقامات دنیوی2 شاه اسماعیل با ترک مذهب پدران به تشیع گرائید وبا لشگر ادمخواران قزل باش(انها به را ستی ادمخوار بودند لطفا تاریخ بخوانید)توانست با کشتار ورعب ووحشت تشکیل یک حکومت بزرگ بدهد.واما اریستو کراسی یعنی حکومت ارثی نخبگان واشراف که امتیازات موروثی دارند وملت در درجه ی پایین وتحت حاکمیت انان است وامپراطوری یعنی حکومت استبدادی فردی خوب حالا شنوندگان پیداکنند پرتغال فروش را

  17. روح که در بدن انسان نیست روح مثل آینه ایست که از آفتاب نور میگیرد .روح جا و مکان ندارد

  18. Re start در نقد ری استارت

    آقای حسینی باسم عرفان و معرفت باطنی پیامی هائی به مردم بخصوص جوانان ما میدهد که نه تنها هیچ ارتباطی با روح و رسالت اصلی عرفان و معرفت باطنی نداشته بلکه در تقابل و تضاد آشکار با جوهر آن میباشد. ما انسانها در طول تاریخ به شیوه های متفاوت بدنبال معرفت در باره وجود وهستی وحقیقت بوده و هستیم. برای رسیدن به این معرفت گروهی از راه فلسفه ، بعضی ها از راه علم و تجربه ، خیلی ها از راه شرع و دین بعضی ها از طریق معرفت باطنی و عرفانی سعی و کوشش و طی طریق کرده و میکنند.
    عرفان حوزه ای از معرفت در کنار دیگر حوزه های از قبیل فلسفه، علم بوده که دارای موضوع، روش و غایت خود میباشد.موضوع معرفت عرفانی خدا وروش آن شهودی و قلبی و غایت آن یگانگی و وحدت با آن حقیقت یگانه یعنی خداوند یکتاست. عرفان از ریشه عرفه بمعنای شناخت و آگاهی میباشد.منتهی راه رسیدن به این شناخت و معرفت بجای عقل و تجربه علمی از راه تجربه باطنی و قلب انسان میگذرد. یعنی برای رسیدن به این شناخت و و معرفت بجای تعقل فکری و منطقی، مطالعه و کتاب خواندن یا تجربه و مشاهده کردن علمی پدیده هائی طبیعت و جامعه باید به خودسازی و تلطیف درونی خود پرداخته تا روح پاک و مصفا شده تا در پرتو آن حقیقت و معرفت در آینه وجود انسان منعکس شود. عارف برای کشف حقیقت دنبال کلاس رفتن و دانشگاه برای آموختن نیست بلکه آموزش او عملی و از راه پاک کردن و زدودن خود از رذائل روان و مسلح شدن به فضایل اخلاقی برای رسیدن به شناخت و معرفت صورت میگیرد.
    در این سیرعملی عارف بجائی میرسید که همه چیز را مظهر و سایه ای از وجود خدا یکتا دیده و از کثرت هستی به وحدت و یکانگی آن در وجود خود دست میبابد. یعنی در نهایت به این نتیجه میرسد که ریشه همه هستی و موجودات یک چیز است و دوئی و دوگانگی در عالم نیست :

    از نظر گاه است اي مغز وجود……اختلاف مؤمن و گبر و يهود.
    بدین واسطه عارف واقعی یعنی کسی که به معرفت الهی رسیده همه پدیده ها و انسانها را دوست داشته و به آنها عشق میورزد چون همه آنها را منبعث از یک حقیقت واحد و زیبا میبیند.
    منبسط بودیم یک جوهر همه….. بی سر و بی پا بدیم آن سر همه..
    یک گوهر بودیم همچو آفتاب ……. بی گره بودیم و صافی هچو آب…..
    چون بصورت آمد آن نور سره……… شد هدد چون سایه های کنگره…….
    کنگره ویران کنید از منجنیق………. تا رود فرق از میان این فریق…..
    مولانا به زیبائی در این شعر بیان می کند که همه ما از یک ریشه و گوهر واحد نشئت گرفته و و اختلاف و تفاوت و تضادهای ما بواسطه این است که مثل شبکه های متفاوت یک پنجره شیشه ای در این عالم منعکس شده ایم. بخاطر این است که این همه تفاوت و تضاد می بینیم. فرض کنید ما یک چراغ با نور سفید را پشت یک شبکه شیشه ای با چند رنگ مختلف از قبیل رنگ سبز، قرمر، آبی ، زرد، نارنجی و…. گذاشته تا بتابد و پرتوی افکنی کند. اینجا ما فقط یک نور یکرنگ داریم ولی بواسطه اینکه شیشه جلوی آن به رنگهای متفاوت مزین است ناچارا نوری که از انطرف منعکس میشود دارای طیف ها و رنگهای کاملا متفاوت و متضادی میباشد. حالا اگر کسی این شیشه چند رنگی را برداشته یا بشکند همه متوجه میشوند که همه اینها تفاوت ها و تضاد تصنعی و ظاهری بوده نور اصلی در حقیقت یکرنگ و واحد بوده است. به این در عرفان ما میگویند " وحدت در کثرت و کثرت در وحدت" .
    با این تمثیل مولانا میخواد بما بیاموزد که عالم یک منشاء داشته و انسان عارف بواسطه این معرفت و شناخت باید تمام مظاهر آنرا دوست داشته و به آن عشق بورزیم . بقول حافظ کسی حق ندارد که که به دنیا و انسانهای دیگر حتی بد به زشتی و از در دشمنی و تضاد نگاه کند:
    منم که شهر شهرم به عشق ورزیدن… . منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن….
    وفا کنیم و ملامت کنیم و خوش باشیم……..که در طریقت ما کافریست رنجیدن
    با توجه به این مقدمه میشود سوال کرد: آقای حسینی جز دشمنی و کینه ورزی و ایجاد تفرقه بین گروههای مختلف مردم در ایران کار دیگری میکنند؟ کدام عرفان یا عارف گفته بروید مسجد آتش بزنید یا آدم بکشید( تو بخوان بسیجی بکش)؟ کدام عارف مروج این همه دشمنی و کینه ورزی در بین انسانهاست؟ کدام عارف است که اینهمه باعث دشمنی شده و درگیری بین انسانها ایجاد کرده که ایشان موفق به آن شده؟ مگر حافظ نمیگوید:
    آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است…… با دوستان مروت با دشمنان مدارا…..
    یا بالاتر از آن سعدی شیرین سخن بما نگفته:

    بنی ادم اعضای یکدیگرند …… که در افرینش ز یک گوهرند…..
    چو عضوی بدرد اورد روزگار ……دگر عضوها را نماند قرار….
    خوب اگر قرار باشد ما هم مثل حکومت مروج مبلغ خشونت باشیم خوب چه فرقی با آنها داریم؟ فرق بین آقای حسینی و لاریجانی، شریتمداری، رئیسی و علم الهدی چیست؟ مگر مثل همین آقایان پیام آور خشونت و مرگ نیست؟ مگر قرار نیست که ما دیگه دست از پیام مرگ و کشتن برداشته و از این پس پیام صلح و دوستی بدهیم ؟ اگر دنبال خشونت هستیم که حکومت به اندازه کافی مروج آن هست دیگر چه احتیاجی به این آقای حسینی داریم؟ اتفاقا پیام آقای حسینی صد درجه خطرناکتر و ضد انسانی تر از پیام حکومت است. او فقط پیام جنگ مرگ میدهد و از مرگ و جنگ بجز مرگ و جنگ زاده نمیشود:
    آفت ادراک آن قالست و حال……… خون بخون شستن محال است و محال
    در پایان:
    چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد

    موسیی با موسیی در جنگ شد

    چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی

    موسی و فرعون دارند آشتی

Leave a Reply to Alex Piyha Cancel reply

Please enter your comment!
Please enter your name here

six + one =