برای پرداخت خمس و زکات این برنامه
http://abacusdesign.de/ar/

42 COMMENTS

  1. علیرضا جان یکی اینکه از شرکت تو در سپیدوسیاه ازت متشکرم دوم اینکه فهمیدم تودرکجا زندگی میکنی که نمیگم بچه هاهم راست میگن یک کم تنبل شدی ودیربدیر برنامه میسازی
    همه مسلمونا مسلمونن وفرقی باهم ندارند
    توازکجامیدونی که قرآن ماه رمضون از آسمون افتاده مثل اینکه توهم مسلمونی پس من دیگه برنامه هاتو گوش نمیکنم
    راستی نگفتی توضیافت خدا عرق سگی دادن یا ویسکی؟؟؟
    من فکرمیکردم خدا اکبره حالاتومیگی ا سمش رحیمه
    میبخشمت چون تنبل نشدی این برنامت باندازه دوسه تای دیگه وقت برده

  2. لا تعذبنى به عقوبته اولا چرا اينقدر دير دير پيدايت ميشود
    دوما در اروپا روز ١٩ ساعت است ماچند ساعت روزه بگيريم تا به بهشت ميرويم تا با هوورى حال كنيم
    اخرا أيا در شب قدر جماع مستحب است يا واجب اگلا حرام است أيا ميتوانيم اجاره كنيم
    خدابنده لعنتت كند

  3. کور شدیم انقدر نگاه کردیم به گوشیمون تا خبر ویدیوی جدید بیاد. چرا انقدر دیر به دیر ؟سوژه کم نیست به لطف ملت همیشه صحنه دار! ما رو در تاریکی نذار لطفا شفاف کن مواضع کدر و مبهم درجریانو.مرسی …دم شما گرم

  4. خییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی دلمون برات تنگ شده بود مرسی دوباره شفاف کردی همیشششششه دلت ایشالا شفاف باشه زود زود فیلم بزار ما حفظیم کل دیالوگ های فیلم هارو انقدر تماشا کردیم
    خیلی مرسی
    خیلی جیگری
    فدااااااااا بوس بوس

  5. !علیرضا جون سلام! دلم واست یه ذره شده بود مخصوصاً واسه اون تنبونت که منو کشته بخدا! دمت گرم ادامه بده وگر نه ما گمراه میشیم و گناهش میفته گردن تو

  6. از همون موقعی که دکتر مرندی پروستات خامنه‌ای رو با انگشت امتحان کرد خامنه‌ای مرتب مساله نفوذ نفوذ رو مطرح میکنه دیگه. ما که نمی‌دونیم شاید امتحان پروستات به مزاج آقا خوش اومده دکتر ادامه داده، بعدش فریاد نفوذش درومده.

  7. بحث منطقى خدا مشخصاً كجاست؟  تا جايى كه من اطلاع دارم تاكنون كسى از منظر من در مورد مكان خدا تحليل منطقى ارايه نكرده است ، اكنون مجادله منطقى مرا با يك مسلمان حقيقى، كه ادعاى مهارت فلسفى داشت در زير آورده ام، ايشان با نام مستعار ناشناس در اين مجادله شركت داشته اند:خطاب به آقاى ناشناس:از مجموع نوشته هاى شما، به نظر ميرسد كه شما دنبال درك مفهوم "خدا" نيستيد، بلكه اسرار به وجود داشتن خداى موهوم بريده از جهان مورد نظر اديان ابراهيمى هستيد.شايد به اين دليل كه هنوز درگير "من" تان هستيد و ضرورت به تصور يك شخصيت مجازى به نام خدا (الله) داريد كه "من" ى خودتان را بر آن تعكيس دهيد!فراموش نكنيد، كه ضرورت باور به خداى مجازى، دليل اثبات آن نيست.  اگر توجه كرده باشيد خداى محمد، يعنى الله داراى خصائص انسانى است زيرا اين خدا ساخته انسان است، منتهى در يك پشتك و واروى برعكس ادعا ميكند كه الله انسان را مطابق خصلت خودش ساخته و به عبارتى از روح خودش در او دميده، اگرچه مشخص نيست كه چگونه الله مى دمد و آيا او ريه و شُش دارد و نفس ميكشد؟ و آيا چرا روح دميدنى است، مگر باد و هواست و جرم دارد و آيا الله از كجاى آدم مى دمد؟! خلاصه اين ماجراى دميدن كمى مشكوك است!به هر جهت از ديدگاه دينى گفته ميشود، كه: ١.  ماهيت وجود خدا را كسى درك نخواهد كرد، پس چگونگى خصلتهايش از بحث خارج است، بنابراين فقط كجا بودنش مهم است، اينرا كه ميتوانيم بفهميم. ديگر اينكه: ٢. چه ضرورتى داريد كه خدا حتماً بايستى در ماورالطبيعه و بريده از جهان باشد؟!من به يك سئوال شما جواب دادم، اكنون ممكن است به اين سئوال من هم جواب دهيد؟خدا مشخصاً كجاست؟خطاب به آقاى ناشناس:شما به روشهاى مختلف سعى داريد از پاسخ دادن طفره برويد كه اين امر به شدت از ميزان صداقت شما در بحث از نظر من ميكاهد! ظاهراً شما بدنبال هر بهانه ميگرديد تا به انحاء مختلف از پاسخ دادن طفره برويد، چون بخوبى ميدانيد كه احتمالاً مغلوب خواهيد شد و تمام بنيانهاى فكرى شما را بهم خواهد ريخت!لذا طفره نرويد و مانند بچه ها بهانه نياوريد، شهامتش را داشته باشيد و پاسخ مرا بدهيد! آقاى ناشناس شما نوشته بوديد:>١.  درست است که کجایی مفهومی است که وقتی معنی پیدا می کند که قائل به وجود یک مقوله باشیم. پاسخ ١:     اينگونه نيست كه شما سعى در جلوه دادنش داريد!      كجايى مفهومى مجرد و مستقل است، زيرا مفهوم مكان مشروط به قائل شدن ما از وجود چيزى نيست و بخودى خود براى ما داراى معنى است.بنابر اين جمله شما صحيح نيست.آقاى ناشناس شما نوشته بوديد:>٢. ولی  باید این سیر منطقی را در نظر بگیرید که ما  اولا باید وجود یا عدم وجود فرض کنید شی را بررسی کنیم – پاسخ ٢:      اين استدلال شما باتوجه به نادرست بودن فرض مطلوب (١.) شما مغلطه نقل به مطلوب است و منطقاً درست نيست هرچند كه در آن واژه تركيبى "سير منطقى" را جا داده باشيد!  آقاى ناشناس شما در ادامه نوشته بوديد:>٣. الف) بعد از آن که به این نتیجه رسیدیم که آن شی موجود است –  ب) به کیفیت آن می پردازیم – پاسخ ٣:الف) اينجا شما مغالطه خلط مبحث ميكنيد، زيرا بحث ما در مورد "مفهوم خدا" است نه "موجوديت شى" و در اينجا قياس مع الفارق است، زيرا نسبت موجوديت شى به خود شى، برابر نسبت وجود خدا به موجوديت اش نيست!ب) چگونه است كه شما ناگهان گريز به كيفيت ميزنيد، در حالى كه برابر نظر متكلمين هيچكس قادر به درك كيفيت خدا نيست و موضوع بحث ما نيز اين نيست؟! بيشتر به نظر ميرسد كه شما هنوز دچار اين مغلطه هستيد كه كجايى خدا مترتب كيفيت خدا ميشود. لازم به ذكر است، كه "كيفيت" هر چيز وابسته ادراك ما از حواس و احساس ماست. به اين معنى شما هنوز نقل به اين مطلوب ميكنيد، كه كيفيت خدا را پيش آپيش شناخته و متعين ميدانيد، به اين معنى، كه او در زمان و مكان نمى گنجد! يعنى شما خدا را مطابق سليقه خودتان از پيش تعيين تكليف ميكنيد كه داراى اين كيفيت باشد كه در زمان و مكان نگنجد، در واقع شما خصلت را با كيفيت قاطى ميكنيد!اين درحالى است كه چنانچه شما خصلتى براى خدا در نظر بگيريد او را وابسته تصورات خود و متعين و متكلف به خود كرده ايد و دچار تناقض منطقى ميشويد!پس اين دو مطلب نيز درست نيستند.آقاى ناشناس شما نوشته بوديد:>٤. سپس وقتی کیفیت مشخص شد به طریق اولی  بعد زمانی و مکانی آن  نیز مشخص  شده است – پاسخ ٤:همانگونه كه در بالا مشخص كردم، ما نمى توانيم كيفيت خدا را مشخص كنيم!آقاى ناشناس شما نوشته بوديد:>٥. پس وجود یا عدم وجود بر بعد زمانی یا مکانی تقدم داردپاسخ ٥:ببينيد شما مدام بين موضوع وجود و كيفيت خدا زيگ زاگ ميزنيد و از صغرى باطل كيفيت ناگهان به كبرى وجود و عدم كمانه ميزنيد!دقت بفرماييد، كه ما نه از كيفيت خدا مطلع ايم و نه مجاز به تعيين خصلتهاى او هستيم.با در نظر گرفتن اين موضوعات، ما نه مى توانيم مفهوم مجرد وجود خدا را متعين به كيفيت فرديت شخص مجازى كنيم و نه خصلتى بر او متصور شويم، بنابر اين نظر تنها امكان موجود براى ما كه نه شامل كيفيت و نه شامل خصلت خدا ميشود، بررسى امكان وجود "كجايى" خداست! با توجه به مفروضات فوق من با مفهوم مجرد وجود خداى نامتعين از نظر كيفى و خصلتى مشكلى ندارم.بنابر اين تنها چيزى كه باقى ميماند اين سئوال است،كه:خدا مشخصاً كجاست؟  لذا لطفاً به اين سئوال پاسخ دهيد! آقاى ناشناس شما نوشته بوديد:>>> وقتی من از شما می پرسم: ((کجاست ؟)) آيا شما به من نمیگوييد، كه چه چيزى کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟<<< پاسخ:خوب كه چى؟١. اين جواب سئوال من نبود!٢. از اين جملات، شما نتيجه گيرى منطقى ارايه نكرده ايد!٣. اين سئوال اصلاً ربطى به موضوع بحث ما نداشت.شما از كجا ميدانى كه من چه پاسخى به چه سئوالى ميدهم يا نمى دهم؟٤. اين پيشگوييهاى شما يعنى چه؟! ٥. باز هم متوسل به مغالطه سئوال بيربط و مغالطه پهلوان پنبه شده ايد و بجاى آوردن استدلال سئوال بيربط مى پرانيد!٦. اگر از همه اينها هم بگذريم، مكان مفهومى است مجرد و به خودى خود قابل فهم.اينكه شما از من كجايى چيزى را بپرسيد يك بحث است و اينكه شما پيش آپيش خدا را مطابق سليقه خودتان تعيين تكليف كنيد كه داراى اين خصلت باشد، كه در زمان و مكان نگنجد، يك مسئله ديگرى است!٧. همانگونه كه خودتان در طرح اين سئوال بخوبى نشان مى دهيد، مفهوم بودن با مكان پيوند جدايى ناپذير دارد، لذا بنابر پرسش خودتان وقتى به من ميگوييد خدا هست.من از شما ميپرسم، خوب اين خدا كجاست؟زيرا مفهوم بودن با تصور مفهوم مكان قابل فهم است، يعنى شما نمى توانيد بگوييد چيزى هست ولى آن چيز هيچ جايى نيست! جالب اينجاست كه شما متكلمين اين تناقض آشكار را درك نمى كنيد، درحالى كه از بودن خدا در مابعدالطبيعه سخن ميگوييد و نمى فهميد كه مفهوم مابعدالطبيعه بدون مفهوم مكان قابل ادراك نيست و اين وابستگى يكطرفه است و بنابراين لامكانى وابسطه اينمكانى است و خدايى كه در لامكان باشد وابسته اينمكانى است و ديگر خدا نيست! نتيجه اينكه چون ما نميتوانيم وجود خدا را منطقاً رد كنيم لاجرم خدا وجود دارد و چون فرض خداى خارج و بريده از جهان داراى تناقض بنيادى است، پس الزاماً خدا در همه جهان وجود دارد و خودش آفريننده مكان و گسترده در آن است يا به بيانى ديگر خدا در درون خودش جلوه گر ميشود و از دريچه چشم جانداران و انسان به خود مينگرد.آيا مفهومى از اين زيباتر ميتوان يافت؟  اين همان فلسفه پارسى يا پرسه است.كه در آن (Egg) = اگ (گ)(ك) = هاگ = برابر تخم باشد و هر تخمى  از دو خداى نهانى و متضاد (و نه متناقض!) و يك خداى آشكار تشكيل شده است."انگرى مَينو" = (بُت) (بود) (زن)"وهوه مَينو" = (نَبُت) (نبود) (مرد)"سپنتا مَينو" = (بُتچه) (بودچه ~ بچه) كه همان سراى سپنج يا مفهوم مكان باشد، كه خدا (خودها) را در خود نهان دارد، بنابر اين مفهوم خدا در درون خودش ناگسستنى از مكان و برعكس است و اين يك رابطه دو جانبه است.   و چون كثرت و پيوستگى در جهان وجود دارد به بيانى جهان خوشه تخم هاى خداست!جهان خودش خودِ خداست، تمام اتمها و هرچه در اين جهان است و خودِ اين جهان، خودِ خداست، كه تخمش را در درون خودش مى افشاند!خدايى خارج از اين جهان، نه وجود دارد و نه امكان وجود دارد، خدا هرلحظه خودش را از نو مى آفريند، جهان ناگزير از آفرينش در خويش است، زيرا آفرينندگى لازمه خدايي ايست. اين مفهوم در واژه "ارك" كه همان "عرش" يا (Arche) است كه مفهوم مكان الهى در آن مستتر است و از تركيب دو واژه "آر" = به معنى آورنده، كه حالت امرى بر گرفته از مصدر "آوردن" است. "ك" = كه همان "اگ" يا "هاگ" و "تخم" و يا "كه" و "شه" (شه نامه در حقيقت خداى نامه) باشد. معنى تركيب اين دو واژه يعنى ("ارك" پارسى يا "عرش" عربى) ميشود: "تخمِ آورنده" (آوريدن = آفريدن) يا "تخمِ آفريننده" يا همان "خدا" يا خودها يا همان "سه فر" يا "پر سه" باشد، هرآينه باز ميبينيم، كه مفهوم مكان با خدايى جدايى ناپذير است، يا به بيانى "مكان الهى" و "عرش الهى" در آن مستتر است.بنابر مراتب اثبات بالا نتيجه ميگيريم كه: خدايى خارج از اين جهان، نه وجود دارد و نه امكان وجود دارد، جهان خوشه افشاننده تخم خدا است در درون خودش، خدا هرلحظه خودش را از نو مى آفريند، جهان ناگزير از آفرينش در خويش است، زيرا آفرينندگى لازمه خدايي ايست و برعكس.

  8. خيانتى كه اين فاشيستهاي اسلامى حزب الهى به مردم و كشور ايران كردند هيچكسى در طول تاريخ نكرده است. آمريكايى ها و انگليسى ها اين رژيم ملاها را نياوردند ولى با اجراى كودتاى ٢٨ مرداد عليه دولت دموكراتيك دكتر مصدق نخست وزير فقيد ايران، زمينه سرنگونى شاه و انقلاب را فراهم آوردند، مابقى را لاتها و ملاها به اراده خود كردند و هيچ نيروى سياسى باقى نمانده بود تا جلوى به قدرت رسيدن ملاهاى قرون وسطايى را بگيرد. مشكل ما حماقت و نادانى و بيسوادى و ساده انگارى و عدم پذيرش مسئوليت سرنوشتِ خود مردم ايران است، وگرنه هيچ كسى نمى تواند مردمى آگاه را بازيچه دست خود كند. مشكل همين نبود درك مسئوليت پذيرى است، همين است، كه بجاى پذيرش خطاى خود در عدم دخالت در سرنوشت كشور، هميشه خود را كنار مى كشيم و سرنوشت خود را به دست ديگرى ميسپاريم، همين است كه ميگوييم خودشان آوردند خودشان نيز ميبرند! نه!!! گمان ميكنيد سرنوشت و جان ما براى بيگانه مهم است؟ شاه بايد ميرفت چون هنوز زير پايش سفت نشده براى غربى ها گردنكشى ميكرد، صدام نيز به همين دليل بايد ميرفت ولى چون به پاى خود نرفت كشورش را ويران كردند و مردمانش را كشتند، آيا براى آنها مهم است بعد از سرنگونى چه بر سر مردم و كشور مى آيد؟ مسلماً نه، هرچه آشوب بيشتر در منطقه باشد به نفع آنهاست زيرا بدون دردسر دموكراسى و بروكراسى و الأزمات ديپلماسى و تنها با حظور نظامى مفت به منابع مورد نيازشان ميرسند. بهانه شان هم محورِشرارت بودن حكومت جمهورى اسلامى است، در پشت هر اتهامى كه دولتهاى غربى به ايران وارد ميكنند طلب خسارتهاى هنگفت مالى در راه است و در دادگاه هاى بين المللى پيگيرى خواهند شد و تا ريال آخرش را از تك تك مردم ايران ميگيرند. مردم ايران هنوز به درستى سيستم دموكراتى و اقتصاد آزاد و سرمايه دارى را نمى شناسند! در صورت حمله نظامى آمريكا به ايران، كه با توجه به بحرانهاى اقتصادى آمريكا هر روز به نظر امرى اجتنابناپذيرتر ميشود و در نهايت بخاطر محكوميت پرداخت طلب خسارت هاى جانى و مالى به غرب و در پى تخريب ساختار اقتصادى و بنيانهاى زيربنايى كشور عملاً نه تنها متحمل خسارتهاى جانى فاجعه آميز شده و در نتيجه تمام ما تا ابد برده و بدهكار آنها خواهيم شد، بلكه كشورهاى همسايه نيز مانند لاشخورها ايران را تكه پاره خواهند كرد و براى هميشه محكوم به نابودى خواهيم شد. تنها راه جلوگيرى از انهدام ايران سقوط كنترل شده سيستم ولايت فقيه و گذار ايمن به سيستم دموكراتى است، زيرا در اينصورت آمريكا توجيهى در انظار و دادگاههاى بين المللى براى عمليات نظامى عليه ايران نخواهد داشت و تنها در اينصورت است، كه شانس آنرا خواهيم داشت تا خسارتهاى جمهورى اسلامى به امريكا را با مطرح كردن خسارتهاى جانى و مالى كودتاى آمريكا عليه حكومت دموكراتيك دكتر مصدق در دادگاههاى بين المللى خنثى كنيم. بقاى ايران به درايت فرد فرد ما از وخامت اوضاع وابسته است! س

  9. البته اهل سنت که شادی می کنن و رمضان رو به هم تبریک میگن و مهمونی می گیرن
    یه کمی هم تعجب می کنن که چرا شیعیان گریه زاری می کنن

  10. داور و رنگارنگ یک پروژه وزارت اطلاعات و سپاه جهمهوری اسلامی ایران می‌باشد جهت شناسایی افراد و منحرف کردن مخالفان. داور شخصاً کارمند این سازمان پلید می‌باشد و حقون بگیر آنها می‌باشد.

  11. "احمد دوری"   یا اکبر
    تیرکمان،  پول شو و مزدور اجاره‌ی وزارت اطلاعات سپاه جمهوری
    اسلامی در حفظ نظام آخوندی می‌کوشد.

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here

one × 3 =